به قلم سهراب شریفی
در سالهای وقوع انقلاب مانند همه جای ایران، سده هم شور و حال خاصی داشت مردم در معابر راهپیمایی می‌کردند و علیه شاه و بختیار شعار می‌دادند، در مساجد چند روحانی و یک معلم به سخنرانی و افشای جنایات رژیم پهلوی می‌پرداختند و شور و هیجان بیشتری در مردم ایجاد می‌کردند. یکی از خاطراتی که بنده از آن دوران به یاد دارم به این شرح است:
در شب تاسوعای ۵۷ در مسجد جامع محله پایین معلمی به‌نام آقای کراچیان که جثة کوچکی هم داشت سخنرانی پرشور و هیجانی کرد و به طور آشکار به حکومت و شخص شاه ناسزا می‌گفت. سپس مأموران پاسگاه از زرین‌شهر آمدند و کراچیان را با خود بردند. بعد از این جریان فردای آن روز که مصادف با تاسوعای حسینی بود و هم چنین روز عاشورا مردم در دسته جات به عزاداری پرداختند و همزمان علیه حکومت شعارهای زیادی دادند.
جوانان سده در آن روزها در راهپیمایی‌های ضد رژیم در زرین‌شهر و اصفهان حضور فعالی داشتند و از اصفهان نوار سخنرانی امام و شب‌نامه همراه خود به سده می‌آورند و تعداد زیادی از همین جوانان برای استقبال امام به فرودگاه مهرآباد تهران رفتند کتابهایی که جوانان قبل از سال ۵۷ مطالعه می‌کردند اکثراً از علما و آثار دکتر شریعتی و استاد مطهری بود در جنگ عراق با ایران مردم سده خصوصاً جوانان شرکت فعالانه داشتند و شهدای گرانقدری و چند شهید جاویدالاثر و تعدادی جانباز و آزاده در راه حق دادند.
نام شهدای گرانقدر سده:
محمود غلامی، سیف‌الله معتمدی، محمود معتمدی، حسین معتمدی، شاپور معتمدی، محمدعلی نقدی، اصغر نقدی، محمود نقدی، جعفر ادیبی، غلامرضا ادیبی، خداداد ادیبی، غلامرضا معتمدی، احمد معتمدی، خداداد معتمدی، قدرت‌الله معتمدی، شهریار سلیمانی، مهدی معینی، محمدعلی ادیبی، جعفر خزایی، سیدمنصور حسینی، سید قوام‌الدین حسینی، غلامرضا براتی، محمدرضا براتی، محمدعلی فرهمند، بهروز ناظم‌الرعایا، بهرام صناعی، جمشید براتی، خداداد سلیمانی، غلامرضا نقدی، بختیار صالحی، عبدالرضا صالحی، نورالله صالحی، غلامعلی صالحی، ولی‌الله صالحی، احمد صالحی، شکرالله شریفی، منصور براتی، اکبر کرنوکر، علیداد زمانی، حمزه دشتی، حسین نقدی‌پور، احمد خواجه‌گودرزی، مراد سیاه‌پوش، خسرو زکی‌برام، یدالله معینی، نوروز دری، دکتر محمود امینی، سید بلال موسوی، علی طهماسبی، علیرضا پرداخته وآخرین شهیدسده لنجان با انفجار در مهمّات سازی صنایع دفاعی اصفان ودرجنوب سده لنجان شهید فیض الله معینی فرزند مرحوم رضا در سال۱۳۸۷به شهادت رسیدند.یادشان گرامی باد

مطالب مرتبط

به نام خدا
جناب آقای سید مسعود حسینی عضو محترم هیئت تحریریه سایت سده لنجان:

مصیبت وارده رابه شما وخانواده محترم تسلیت عرض نموده ،سلامتی و بقای عمر باز ماندگان را از خداوند منّان برایتان مسئلت داریم .

مدیریت و هیئت تحریریه سایت سده لنجان

مطالب مرتبط

استاد فاضل و علامه دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی قرار بود در مراسم همایش الفت با شهر سده لنجان شرکت کند اما همان طوری که در مقاله هم اورده پیری مانع شد.بزرگواری کرده اند و مقاله مفصلی در باره دوستانشان در روزنامه اطلاعات سیزدهم اردیبهشت هشتاد و هشت نوشته اند.بخشی از ان مقاله مفصل را که به سده لنجان اختصاص دارد در سایت می اوریم با این ارزو که سالهای سال سایه این مرد فرهیخته بر سر فرهنگ این مرز و بوم بماند

***************

‌کوه به کوه نمی‌رسد، ولی آدم به آدم می‌رسد

دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی

این یادداشت که من نوشته‌ام، به بهانه بزرگداشت یکی از اعضای برجسته گروه فیزیک است؛ یعنی آقای اسفندیار معتمدی، معلم و استاد اهل سده لنجان – اصفهان، و همچنین به مناسبت شصت وپنجمین سالگرد تاسیس مدرسه الفت و به منظور ارج‌گذاری به مقام شامخ علم، و جایگاه والای معلم، و پاسداشت شصت و پنج سال تلاش و کوشش معلمان و دانش پژوهان دبستان الفت، خاصه استاد اسفندیارمعتمدی و برادرش دکتر محمود معتمدی، متخصص ارتوپدی و استاد دانشگاه تهران، و دیگر درس خواندگان این مدرسه است که مراسمی در شهر سده دارند؛ روستای سابق که دیگر نه تنها شهر شده، بلکه بلند آوازه هم هست. و این کار به همت محمدرضا عبدانی و اعضای شورای اسلامی شهر انجام شده، و مخلص پاریزی که به دلایلی توفیق حضور در این مجلس را نمی‌تواند پیدا کند و این دلایل علاوه بر همه موانع که یکی هم پیری و ناتوانی است و به قول ایرج میرزا:‌

گر از سرچشمه تا سرتخت باشد
سفربا پای پیری سخت باشد

برای اینکه از قافله تجلیل کنندگان عقب نماند، این یادداشت را تقدیم حاضران آن محفل می‌نماید. به دلیل اینکه این اسفندیار معتمدی نه تنها یکی از قدیمی‌ترین شاگردان مدرسه الفت سده لنجان است و امروزه هم یکی از مولفان کتابهای درسی و کارشناسان علوم ، بلکه او عضو فعال و وفادار این مجمع دلپذیر فیزیکیون نیز هست که هرماه یک روز، و احتمالا آخرین دوشنبه هر ماه تشکیل می‌شود و مخلص پاریزی نیز به علت …………….. ادامه مطلب …

مطالب مرتبط

مربوط به:
دسته : ادبیات، هنر | بدون نظر

صدای کیست؟
سرودۀ سیمین بهبهانی


«اگر به باغ نباشی درختِ سختِ تناور،
چو برگ در تفِ توفان
دهن‌کجی کن و بگذر.

گَرَت به خنجرِ دشمن نشد مقابله ممکن،
تو را معامله باید
بر آن چه هست میسَر.

گر از مظالمِ جاری به‌تن حریر نداری،
ز دوشِ حاکمِ ظالم
ردا به حیله برآور!»

******

«صدای کیست که این‌سان دهان گشوده به پندم؟
سزد که لال کُنیدش
که گشته گوشم ازو کر!

من این میانه‌طلب راچو نقطه هیچ شمارم؛
که سمت و سوی ندارددرین محیطِ مُدوّر.

چه لازم است تعامل به دشمن از سرِ سازش؛
ازین معامله جز شرّچه حاصل است مقدّر؟

مرا به یاوه مترسان ز برقِ خنجرِ بُرّان؛
که پیشِ تیغِ زبانم
شکسته صولت خنجر!

اگر حریر نپوشم،به حیله نیز نکوشم:
مرا لباس شرف بس؛چه جای جامه‌ی دیگر؟

من آن تمام‌پسندم که هیچ یا همه خواهم؛
به هیچ راضیم، اما
سخن مگوی ز کم‌تر!

به مهر، صادقِ صادق،به قهر، آینه‌ی دق:
دو کفّه با دو مخالف نشسته‌اند برابر.

به هست و نیست نظر کن که مطلقند و مسلّم؛
ازین دو واژه نیابی
مراد و معنی‌ی دیگر.

*********

اگر درخت نباشم،بگو که صاعقه باشم،
که نیست را بنشانم میان اول و آخر.»

مطالب مرتبط

بحث در باره زنان و جایگاه آنان در جامعه بحثی مفصل و گاهی پر چالش است.این بحث گذشته از چند ده سالی که تحت تاثیر صورت افراطی حمایت (یا به عبارتی جانبداری) از زنان یا فمینیسم قرار گرفته، از گذشته های دور در فرهنگ کتبی و شفاهی  ایرانیان وجود داشته است.صحبت از مقام زنان در ادبیات ایران مجالی بسیار وسیع طلب میکند که از حوصله این مقال خارج است و در اینجا فقط به گوشه ای از آن اشاره ای می کنم.
حکیم ابولقاسم فردوسی طوسی از بزرگترین و برجسته ترین شعرای جهان شمرده می شود.کتاب وی (شاهنامه) دریای حکمت،معرفت،اخلاق و درس زندگیست.شعر از عناصری است که به وسیله آن میتوان به فرهنگ مردم زمان آن پی برد.
بحث ما در باره جایگاه و مقام زن در شاهنامه فردوسی است که نشان از نوع فرهنگ و رویکرد جامه آنروز به مسئله زنان دارد.
فردوسی در جای جای شاهنامه از دلاوری ها و هوشیاری زنان،به ویژه زنان ایران، سخن به میان آورده است و آنان را همپای مردان وارد اجتماع نموده، ومقام منزلتی والا به زن بخشیده است، و این گروه از افراد جامعه را از نظر عقل و هوشیاری بسیار زیبا توصیف کرده است:


ز پاکی و از پارسایی زن                   که هم غمگساراست هم رایزن


ودر جایی دیگر:

اگر پارسا باشد و رایزن                       یکی گنج باشد پراکنده زن


این نشان از بزرگی و عظمتی است که که فردوسی برای زنان قائل است، همان زنی که چون پارسا و پاک بود و دارای عفت و عصمت، از مردان تکاور و وزراء و رهبران هوشمند و مردان خردمند برتر و بالا تر جلوه می کند.یکی از نکات بسیار جالبی که در اشعار حکیم می توان یافت اظهار وفاداری کامل زن است، زن به عنوان موجودی وفادار و فداکار معرفی شده است به گونه ای که در مواردی زیاد وجود خود را فدای مردان نموده تا حفاظت و نگهداری آنان را تضمین نماید .


می سراید:


بدو گفت رای تو ای شیر زن                     درفشان کند دوده و انجمن


یا:


بدو گفت هرکس که بانو تویی                   به ایران و چین،پشت و بازو تویی


نجنبناندت کوه آهن زجای                        یلان را به مردی تویی رهنمای


زمرد خردمند بیدار تر                             زدستور داننده هوشیارتر


همه کهترانیم و فرمان توراست                  بدین آرزو، رای وپیمان توراست


پ
س زن مورد بحث فردوسی ،راهنمای مردان جنگاور است، او می تواند خرد مند تر از مردان باشد، و هوشیار تر از فرمانروایان و زیرکتر از آنان، این است که مردان در برارش زانو میزنند و خود را کمتر از او می دانند،و تصور نمی شود که فردوسی اغراق گوید و همانگونه که رسم سرایندگان حماسه است هر کوچکی را بزرگ جلوه دهد تا بیشتر جلب توجه کند.در تاریخ هم بسیاری از حوادث شیرین و تلخ وجود دارد که در پشت پرده آن……………… ادامه مطلب …

مطالب مرتبط

به نقل از روز نامه دنیای اقتصاد

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=194527

********************************************

رشید شریفی؛ قهرمان دیروز، روغن فروش امروز
دارو می‌دادنــد و مـی‌گفتند شمـا نگــران نبـاشیـد

«رشید شریفی»، قهرمان سنگین وزن چندین دوره‌ رقابت‌های آسیایی و نفر ششم بازی‌های المپیک پکن است که در سال جاری اعلام شد دوپینگش مثبت بوده و چهار سال باید از دنیای وزنه‌برداری کنار رود.

در آن زمان مسوولان وزنه‌برداری ایران از جمله رضازاده به عنوان سرمربی و مدیر تیم‌های ملی اعلام کردند او خودسر مسکن مصرف کرده و دوپینگش مثبت شده است، اما اکنون پس از گذشت شش ماه شریفی اقرار می‌کند که همه این مسائل دروغ بوده و به خاطر وعده‌های مسوولان تاکنون سکوت کرده است.
شریفی که از پشتوانه مالی کمی برخوردار بوده، بعد از ماجرای دوپینگش بیش از شش ماه سکوت کرد و به زادگاهش اصفهان بازگشت و روغن فروشی باز کرد؛ اما بعد از صحبت‌های علی حسینی و ناییج، او در گفت‌وگو با ایسنا هم تصمیم گرفت بخشی دیگر از پشت پرده ورزش ایران را فاش کند.
گفتند بگو خودم دارو خورده‌ام، کمکت می‌کنیم
رشید شریفی در مورد روزی که نمونه‌اش مثبت اعلام شد و نحوه استفاده از داروها گفت: «وقتی که آزمایش من مثبت شد، گفتم که من زیرنظر فدراسیون فعالیت می‌کردم. پس از آن بلافاصله رضازاده و زارع به من زنگ زدند و گفتند که باید همه تقصیرها را گردن بگیرم و فدراسیون را بی‌گناه جلوه بدهم. آنها گفتند این کار را بکن تا بتوانیم برایت کاری بکنیم. دقیقا این جمله را گفتند.»
او ادامه داد: «من گفتم چنین کاری نمی‌کنم؛ اما بعد از چند بار تماس خودشان از قول من اعلام کردند رشید شریفی خودسر مسکن مصرف کرده است. حتی رفتند به افشارزاده هم گفتند که رشید زیرآبی رفته و جدا از برنامه اردو، دارو مصرف کرده است.
من باز هم هیچ نگفتم. فکر می کردم شاید در عوض بتوانند محرومیت من را کم کنند، اما تاکنون هیچ کار برای من نکرده‌اند. آن زمان به من گفتند که ما از طریق تربیت بدنی برایت حقوق قرار می‌دهیم. محرومیت ۴ ساله‌ات را دو سال می‌کنیم و من هم قبول کردم. اما هیچ کاری نکردند. اکنون فهمیده‌ام رضازاده که به مجارستان رفته بود، فقط برای محرومیت تیم ایران رفته بود و گفته که ما برای ورزشکاران نرفتیم. بنابراین تصمیم گرفتم که همه چیز را بگویم. همه چیزهایی که پشت پرده است.»
کادر فنی دارو می‌دادند و می‌گفتند نگران نباشید

نفر ششم دسته فوق سنگین بازی‌های المپیک پکن در مورد نحوه توزیع و استفاده دارو در اردو ادعا کرد: «در اردو به ما دارو هم می‌دادند. یکسری داروهایی می‌دادند که دوره مشخص شدن‌شان در آزمایش‌ها کم بود، ما خودمان از این مساله نگران بودیم که مشکلی برایمان پیش آید. یک موقع از آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ برای نمونه گیری از ما نیایند. در صورتی که مسوولان تیم ملی به ما می‌گفتند، نگران نباشید. اگر ماموران آژانس جهانی بیایند ما فلان کار را می‌کنیم و به ما دلداری می‌دادند. بعد که چنین مشکلی پیش آمده همه می‌گویند اینها خودسر دارو مصرف کردند.»
شریفی اضافه کرد: «به نظر من ایوانف مرد بود. وقتی آزمایش دوپینگ ۹ وزنه‌بردارش مثبت شد‌، همه چیز را گردن گرفت و گفت مقصر من بودم؛ اما کسانی که این داروها را در اردو به ما می‌دادند و این کارها را می‌کردند و حتی به ما می‌گفتند شما نگران نباشید، وقتی آزمایش ما مثبت شد می‌گویند که نه، اینها خودشان دارو مصرف کردند.»
سوال پرشائبه
این عضو سابق تیم ملی وزنه برداری گفت: « من نمی‌دانم این مشکلات چرا برای سنگین وزن‌های وزنه‌برداری پیش می‌آید؟ چرا برای کسانی به وجود می‌آید که شانس کسب مدال در رقابت‌های جهانی را دارند؟ آنها به ما می‌گویند که شما «متان دیون» استفاده کردید. دارویی که من به عمرم به چشمم ندیدم. چطور شده هر ۵ نفر ما این دارو را مصرف کرده‌ایم. دارویی که اصلا من ندیده‌ام. مگر می‌شود که هر ۵ نفر ما خودسر از یک دارو استفاده کنیم؟»
از بیکاری روغن فروشی باز کردم
شریفی در مورد روند شغلی‌اش گفت: «باید خرج زندگی‌ام را هم می‌دادم. وقتی ازدواج کردم، به امید اینکه یک مقامی کسب کنم یا در اردوی تیم ملی باشم و حقوق بگیرم، در تهران خانه‌ای رهن کردم.
من بودم و چهارصد هزار تومان حقوق ماهانه که فدراسیون می‌داد و حقوق لیگ که بخش زیاد آن هزینه خرید مکمل و ویتامین می‌شد. آیا باید به راحتی ما را کنار بگذارند که بعد از ۱۰ یا ۱۵ سال هیچ شغل و کاری بلد نیستیم؟ حالا من برای خرج زندگی‌ام باید بیایم مغازه روغن فروشی در اصفهان بزنم؟ ما نه تجربه‌ای داریم و نه کاری بلدیم که کاسبی کنیم.»
شکایت نمی‌کنم
قهرمان سابق دسته فوق سنگین آسیا با بیان اینکه مشغله زندگی نمی‌گذارد که از مسببان این ماجرا شکایت کنم، گفت: «با این حال من همه چیز را به خدا واگذار کردم. نه شکایت می‌کنم و نه از فدراسیون توقع دارم کارهای من را دنبال کند. تا وقتی که جریان حاکم در وزنه برداری اینطور باشد، مدال گرفتن در سطح جهانی دیگر مرده و هیچ کس نمی‌تواند در وزنه‌برداری ایران مدال بگیرد.»

مطالب مرتبط

نویسنده:اکبر حسامی             

ما آسیایی هستیم بافرهنگ شرقی ، ایرانی مسلمانیم؛ به ما جهان سومی ، درحال توسعه ، عقب مانده ، درحال پیشرفت ، عقب نگه داشته شده و… نیز می گویند . چرا این همه لقب داریم ؟
سری به وبلاگ های غیر سیاسی ونسبتا” اخلاقی ( مذهبی ) بزنید ، موضوع پرطرفدار “ازدواج” آن هم ازنوع “موقتش” چه اندازه ازفضای این بلاگ ها رااشغال کرده است؟ این موضوع چقدر اهمیت دارد؟

ــ دقت کرده اید ، هر ازگاهی یکی از مسئولین کشوری که ترجیحا” روحانی است بحث جذاب ازدواج موقت را مطرح می کند ونوید می دهد که بزودی مقدمات این کار فراهم خواهد شد شاید هرگاه جامعه دچار نوعی ایستایی اجتماعی وسیاسی می شود موضوع ازدواج موقت از زبان مسئولی از خیل مسئولان نظام شنیدنی باشد! راستی دربین مشکلات بی شمار این کشور مانندبیکاری، فقر، شکاف طبقاتی ، عوام زدگی وخرافات ، اعتیاد ، ایدز، ضعف آموزشی ، تورم وگرانی ، مسکن ، ضعف دادرسی ، نارسایی قوانین و… ازدواج موقت درکجای این مشکلات قرار می گیرد؟

ــ درگذشته های این مرز وبوم کسانی ازدواج مجدد (همسر دوم) داشتند که دستشان به دهانشان می رسید ، حاجی بازاری بودند ، اسم ورسمی داشتند و.. ولی این همسر دوم داشتن ، دست کم دربین بسیاری از نقاط کشور چندان معقول عرف جامعه نبود چه برسد به زن صیغه ای که باکلی احترام وتشریفات به همسر موقت تغییر نام داده است . امروزه نیز چه کسانی همسر موقت دارند ؟ مسئولین ، متمولین ، هوسرانان ، نوکیسه ها یا از ازدواج بازماندگان ؟

ــ فرض کنید مقدمات ازدواج موقت فراهم شود وجامعه ما با احتمال ، این موضوع رابپذیرد درآن صورت کدام گروه از مردان ، زنان ، پسران ودختران ما از این نوشدارو استفاده درست می کنند ؟ حاجی بازاری؟مردان همسر دار؟یا زنان ، دختران وپسران آماده ازدواج ؟ فکرش را کرده اید؟

راستی این مساله چقدر از موضوعات اساسی ما راحل می کند ؟ نکند مشغول حواشی شویم و…

شما چگونه فکر می کنید؟

مطالب مرتبط

بیش از ۱۰۰ روزنامه‌نگار فعال در حوزه میراث فرهنگی، گردشگری و گروه اجتماعی از برخی استان‌های کشور با امضاء نامه‌ای خطاب به رئیس دفتر منطقه‌ای یونسکو در تهران، خواستار برگزاری نشست مطبوعاتی برای رفع ابهامات موجود در تعدیل برج جهان‌نما و میراث در خطر اصفهان شدند.

متن نامه و اسامی امضاء کنندگان آن به این شرح است:
رئیس دفتر منطقه‌ای یونسکو در تهران؛
این روزها اخبار ضد و نقیض بسیاری درباره آثار تاریخی اصفهان و تعدیل برج جهان‌نما شنیده می‌شود که آینده میراث فرهنگی این شهر به خصوص میدان نقش‌جهان، خیابان چهارباغ و سی و سه پل را به خطر انداخته است. یک روز برج جهان‌نما در دید همگان حریم میدان نقش جهان را تهدید می‌کند و روز دیگر مترو در اعماق خاک و دور از دید همگان بر خلاف مصوبه شورای عالی ترافیک و حکم قضایی وارد خیابان چهارباغ عباسی می‌شود و در ادامه به سی و سه پل آسیب می‌رساند. در این میان از همه چیز نگران کننده‌تر سخنان ضد و نقیض مسئولین شهری اصفهان در خصوص این وقایع است.
اینجا اصفهان، جام هزار نقش هنرنمای ایرانی _ اسلامی بود که هر بیننده‌ای را به شگفتی وا می‌داشت و دل از بیگانگان می‌ربود. اینجا نصف جهان بود پیش از آنکه دل‌باختگانِ آسمان خراش‌ها و غول‌های آهنی، خشت خشتش را کوچک شمارند و کمان‌هایشان را برای نابودی کاشی‌های لاجوردی‌، گنبدهای فیروزه‌ای و نمادهای هویت ملی زه کنند؛ تا رویاهایشان را بر پایه‌های بی‌دفاع‌ترین نمادهای غرور ملی استوار سازند.
این دست اندازی ها به میراث “ایرانی ـ اسلامی” این شهر کهن که امروز………. ادامه مطلب …

مطالب مرتبط

نویسنده:علی اصغر حسامی

شاخص یک زندگی خوب ، ایمان به خدا ، خوب خوابیدن ، دل بستن به موسیقی ، خنده رو وبذله گو بودن است !

درباره ی چیزی همان قدر نگران شوید که ارزشش را دارد !

اجازه ندهید هر چیز پیش پا افتا ده وکم اهمیت ، زندگی شما را متلاشی کند !

گذ شته را فراموش کنید وهرگز سعی نکنید خاک اره را دوباره اره کنید !

بیماری ازخرابی اعصاب نیست ، بلکه ازمحرومیت ها ، اضطراب ها ، دلهره ها ویا عدم موفقیت ها  ناشی می شود !

آن چه که می خورید باعث زخم معده ی شما نمی شود بلکه آن چه شما را می خورد موجب زخم معده می شود !

مطالب مرتبط

ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن پسری را از خواب بیدار کرد.

پشت خط مادرش بود، پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟

مادر گفت:۲۵ سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی، فقط خواستم بگویم تولدت مبارک پسرم.

پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد.

صبح سراغ مادرش رفت.

وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت، ولی مادر دیگر در این دنیا نبود.

مطالب مرتبط