|
-زیباترین شعری که تا حالا سرودی کدومه؟ شعری که بیشتر از هر شعری دوسش دارم یه مناجات خیلی خودمونیه با خدا که هر موقع می خام باهاش حرف بزنم همیشه زمزمه اش می کنم .البته داخل کتابم نیست. دلم شکسته خدایا دل عزیزک تو بغل کنش که بگرید کمی عروسک تو برای این همه گنجشک های غصه ی من چه سر پناه قشنگی است دست کوچک تو در اسمان پر از چهره های رنگارنگ دلم خوش است به چشمان بادبادک تو به ساقه ساقه ی انگشتهای لاغر شعر شبیه غربت من تاب خورده پیچک تو بهار باغچه ام را لگد لگد کشتند مرا کنار جسدهای یاس و میخک تو خوشم به اینکه بفهمند اه من گیراست دلم خوش است تو هستی و من عزیزک تو - چرا ظرفیت شعر و هنر توی لنجون کمه و با این همه چرا از انجمن های ادبی انچنان که بایسته و شایسته است استقبال نمیشه؟ شهرستان ما پتانسیل خیلی بالایی توی این زمینه داره.ولی متاسفانه مسوولین منطقه هیچ وقت اهمیت این موضوع را جدی نگرفتن.من این مطلب را در قیاس با شهرستانهای اطراف و به طور کلی حرکت هر چند کوچکی که توی کل کشور شروع شده میگم.متاسفانه منطقه ما مدت زیادیه که این فقر رو حس میکنه.اهمیت ندادن به هنرمند و حمایت نکردن از هنر باعث شده کم کم رونق محافل هنری فروکش کنه و بزرگترین قربانی این مسئله،استعدادهاییه که هیچ وقت ظهور نمی کنن.هنرمندای لنجان حتی در سطح خود شهرستان هم شناخته شده نیستن!اجازه بدین دیگه راجع به شناخته شدن در سطح استان و کشور چیزی نگم. -نقاط ضعف انجمن های ادبی را برامون بگو. به نظر من بزرگترین نقطه ی ضعف,عدم استقبال اعضای قدیمی و دلسردی اعضای جدیده.یکی دیگه از مشکلات انجمن ها به اعتقاد من اینه که جلسات ،همیشه داخل یه فضای بسته و بدون نقد برگزار میشه؛در حالی که نقد مهمترین عامل پیشرفته.البته انجمن شاعران لنجان که عصر روزهای دو شنبه داخل فرهنگسرای شهرداری برگزار میشه،سعی کرده فضای نقد رو بازتر بذاره و این خیلی خوبه.فکر می کنم بزرگترین نقطه ی ضعف خود بچه ها هم مطالعه ی کم باشه.این موضوع توی بعضی شعرایی که می خونن کاملا مشخصه. -مقام هایی که در شعر خونی به دست اوردی چی بوده؟ هیچی........!!البته شاید و فقط شاید به خاطر این باشه که تا حالا توی هیچ جشنواره و کنگره ی شعری شرکت نکرده ام. -آیا تا به حال شعرات مورد نقد جدی قرار گرفتن؟اگه جواب مثبته کجا و توسط کی؟ به خاطر اینکه کتابم تازه منتشر شده هنوز نقد جدی صورت نگرفته اما به زودی قصد دارم این کار رو انجام بدم تا به نقاط ضعقف و قوتش بیشتر پی ببرم. -چقدر با اینترنت اشنایی؟اگر اشنایی تا حالا سایت سده رو دیدی؟اگه دیدی انتقادت از سایت سده چیه؟ با اینترنت خیلی سروکار دارم.به زودی هم وبلاگ خودم را که همنام کتابمه راه اندازی می کنم.اما در مورد سایت سده؛واقعا سایت پرباریه.تنها انتقادی که دارم اینه که به خاطر سنگینی حجم مطالب صفحه ی اصلی خیلی دیر باز میشه.امیدوارم قابل بدونید و به زودی وبلاگ منو هم به لینکستانتون اضافه کنید -می تونی قول بدی که بیای انجمن باران سده و دو سه تا شعر ابدار برای اعضا بخونی. با کمال افتخار این کار را می کنم.شعرها رو هم از فصل "باران"کتابم انتخاب می کنم تا ابدار باشن و به فضای بارونی انجمنتون بیان. -خوانندگان سایت سده را به شعری تازه از خودت مهمان کن. قفس گرفته در اغوش میله میله مرا چگونه عاشق و پابند کرد حیله مرا پرنده های مهاجر به داد من برسید آهای! جا نگذارید از قبیله مرا تمام شاعری ام حس شاپرک ها بود چقدر ساده دلت کشت پیله پیله مرا همیشه عاشق پرواز و اسمان بودم نخواه کنج قفس ها و پشت میله مرا هنوز هستم و خارم به چشم دشمن و دوست به چشم هر که بخواهد به هر وسیله مرا -هر چیز دیگه ای که توی این مصاحبه نگفتی و دوست داری بگی بگو. آرزوی سلامتی و نیک بختی برای تمام کسانی که دوستشون دارم و یه تشکر ویژه از سایت سده.حرف خاص دیگه ای ندارم.موفق و پایدار باشید ارسال یادداشت (1 یادداشت) |