ایران مرز پر گهر(۴)
نوشته شده توسط salehiمرداد ۸
ایران مرز پرگهر(۴)
سامانیان(۲۶۱ ـ ۳۸۹ هـ):
سامان از اجداد این خاندان از فرزندان بهرام چوبینه سردار نامور عهد ساسانی بود. خلیفه عباسی در ۲۵۰ هـ حکومت سمرقند و در سال ۲۶۱ هـ حکومت همه ماورالنهر را به یکی از نوههای سامان به نام نصربن احمد واگذار کرد. پس از ظهور
ا یعقوب چون خراسان آشفته شد، علمای بخارا از نصربن احمد خواستند فردی را برای اداره بخارا بفرستد، او برادرش اسماعیل را فرستاد. اسماعیل پس از مدتی با برادر به مخالفت برخاست، در سال ۲۷۵ هـ در نزدیکی بخارا برادرش را در جنگ اسیر کرد و به بخارا برد، اما در بخارا او را بر تخت نشاند، نصر پس از مدتی به سمرقند رفت و در ۲۷۹ هـ درگذشت.
مؤسس واقعی سامانیان، اسماعیل بن احمد است. ابوالفضل بلعمی وزارت او را به عهده داشت. چند تن در این سلسله حکومت کردهاند، آخرین آنان عبدالملک دوم در ۲۸۹ هـ به دست محمود برافتاد.
در این دوره بعضی حکومتها هم بودند که از سامانیان تبعیت میکردند و در دربار خود شاعران و مداحانی داشتند. مهمترین آن حکومتها عبارت بودند از: ۱ـ آل عراق درخوارزم که پایتخت آنان شهر کاشان بود؛ ۲ـ مأمونیه در خوارزم، دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی، ابونصر فارابی، ابوسهیل مسیحی و ابن سینا در دربار آنان بودند؛ ۳ـ آل محتاج یا چفایان در ماوراء النهر که دقیقی و فرخی در دستگاه آنان بودند؛ ۴ـ آل سمیجور که ابوالفرج سگزی در دربار آنان بود.
در نواحی گرگان و طبرستان همه سلسلههایی بودند. در مناطق شمال خاندانهای دیگری چون دیلمیان و غوریان یا آل شَنسَب حکومت میکردند.
ادبیات در عهد سامانیان: اهمیت سامانیان در آن است که از خاندانی ایرانی بودند و به نژاد خود انسجام دادند. به تشویق شاعران پرداختند و نویسندگان را به ترجمة کتابهای معتبر واداشتند. توجه آنان سبب شد ادبیات فارسی که از زمان طاهریان و صفاریان پا گرفته بود، سریعتر راه کمال را بپیماید و شاعران و نویسندگانی چون ابوشکور بلخی، رودکی سمرقندی، دقیقی طوسی و ابوعلی بلعمی به ظهور رسید. حتی تألیف شناسنامه استاد طوس،فردوسی که بعدها به نام غزنویان رقم خورده است، در زمان این سلسله آغاز شد.
ویژگیهای این عهد که باید مورد توجه قرار گیرد در آن بود که پادشاهان مزاحمتی به ارباب فرقهها و مذاهب گوناگون ایجاد نمیکردند. در دوره آنان کسی به دلیل اظهار عقیدة علمی و دینی خود دچار آن مضیقههایی که نویسندگان و اندیشمندان دورة غزنوی و سلجوقی با آن مواجه بودند، نشدند.
سبک نوشته های این عصر(سامانی):
۱ـ ایجاز و اختصار، این شیوه در نوشتههای پهلوی هم موجود است.
۲ـ عدم توجه به سجع و موازنه جز در خطابههای کتاب
۳ـ تکرار، در این عهد تکرار کلمه، جمله و فعل عیب شمرده نمیشده است.
۴ـ کوتاهی جملهها
۵ـ کمی لغات عربی
۶ـ کاربرد قید ظرف «اندر» به جای «در»
۷ـ کاربرد افعال با پیشوندهای کهن، مانند: فرا، فراز، باز و….
۸ـ کاربرد لغات کهن فارسی، مانند نشاستن(متصدی نشستن)، پرگست باد(حاشا، دور است)
۹ـ استعمال بای تأکید: برفت ، بدانست و…
در عهد سامانیان علاوه بر بخارا که بزرگترین مرکز ادبی بود، شهرهای دیگری مانند غزنین، گرگان، نیشابور، ری، سمرقند و نیستان نیز از مراکز ادبی شمرده میشدند.
زبان فارسی بر اثر آمیخته شدن با زبان عربی و پذیرفتن اصطلاحات علمی و ادبی و دینی و سیاسی و کاربرد آنها برای بیان مفاهیم و مضمونهای مختلف شعری و مقاصد علمی نسبت به قرن سوم تکاملی بیشتر یافت. با این حال لغات عربی کمتری داشت، زبان فارسی کمتر تحت نفوذ قواعد دستوری عربی بود و بیشتر از قواعد دستورزبان فارسی پیروی میکرد. چنانکه در این دوره از جمعهای عربی کمتر استفاده شده، ترکیبات عربی هنوز راه به زبان فارسی باز نکرده است.
ویژگیهای شعر عهد سامانی:
۱ـ فزونی تعداد شاعران، با آنکه محدوده شعر فارسی از حدود شرق تجاوز نمیکرد، در تذکرهها و فرهنگها و کتابهای ادبی از شاعران زیادی نام برده شده است.
۲ـ مهارت گویندگان و قدرت آنان و تلفیق کلام و بیان مضامین و افکار بدیع و فصاحت از…………….. ادامه مطلب

خوراک سایت مردمی سده لنجان