<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مجله الکترونیکی سده لنجان</title>
	<atom:link href="http://www.sedehlenjan.com/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sedehlenjan.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Sep 2010 21:04:04 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<item>
		<title>آیت‌الله مکارم شیرازی: فقر در برخی مناطق کشور بیداد می‌کند</title>
		<link>http://www.sedehlenjan.com/?p=2799</link>
		<comments>http://www.sedehlenjan.com/?p=2799#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 21:04:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sedehlenjan.com/?p=2799</guid>
		<description><![CDATA[تعداد بازدید:۱۱ آیت‌الله مکارم شیرازی: فقر در برخی مناطق کشور بیداد می‌کند آیت‌الله مکارم شیرازی اظهار کرد: امروز فقر در برخی از مناطق کشور بیداد می‌کند و از طرفی هزینه‌های هنگفتی صرف برخی افراد معلوم‌الحال و بازیگران سینما می‌شود. به گزارش ایسنا، این مرجع تقلید در مراسم شب احیای بیست و سوم ماه مبارک رمضان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تعداد بازدید:۱۱<br/><table id="table2" style="border-collapse: collapse;" border="0" cellpadding="0" width="100%">
<tbody>
<tr>
<td valign="top">
<p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl"><span style="color: #336699;">آیت‌الله مکارم شیرازی:</span><br />
<strong> <span style="color: #cc0000;">فقر در برخی مناطق کشور بیداد می‌کند</span></strong></p>
<p class="Title_Big_News" style="margin-left: 6px; margin-right: 6px;" dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; font-family: tahoma; color: #003366;"> آیت‌الله مکارم شیرازی اظهار کرد: امروز فقر در برخی از مناطق کشور بیداد  می‌کند و از طرفی هزینه‌های هنگفتی صرف برخی افراد معلوم‌الحال و بازیگران  سینما می‌شود.</span><span style="color: #336699;"><br />
</span></p>
<table style="border-collapse: collapse;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" width="150" align="left" bordercolor="#111111">
<tbody>
<tr>
<td width="100%"><a href="javascript:PopupPic('2168/06-02.JPG%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20')"> <img src="http://www.donya-e-eqtesad.com/News/2168/06-02.JPG" border="1" alt="" hspace="5" width="200" /></a></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p class="Title_Big_News" style="line-height: 150%;" dir="rtl"><span style="color: #000000;"> به گزارش ایسنا، این مرجع تقلید در مراسم شب احیای بیست و سوم ماه مبارک  رمضان که در مدرسه علمیه امیرالمومنین(ع) قم برگزار شد، ضمن تسلیت شهادت  حضرت علی (ع) به وصایای این امام همام اشاره و اظهار کرد: امام در بخشی از  وصیت عمومی خود جامعه بشریت را به چندین نکته اساسی رهنمون می‌سازند که  سعادت بشر را در پی دارد. وی، جهاد در راه خداوند را یکی از این رهنمودها  بیان کرد و افزود: البته این مهم خود بر سه قسم جهاد مال و جان و جهاد  زبانی تقسیم می‌شود. این مرجع تقلید گفت: اگر ما در روز عاشورا در کربلا  نبودیم تا جان خویش را فدای اسلام کنیم، اما امروز می‌توانیم به نوع دیگری  جهاد کنیم که نمونه آن جهاد مالی است.<br />
مکارم شیرازی تصریح کرد: امروز  مناطقی از کشور مخصوصا مناطق مرزی از فقر رنج می‌برند و در برخی روستاها  حتی امکانات اولیه بهداشتی نیست و مردم در رودخانه‌ها استحمام می‌کنند و در  برخی روستاها بالغ بر ۲۵ سال است که حتی یک روحانی هم نرفته است، می‌شود  با جهاد مالی به این معضلات رسیدگی کرد.<br />
این مرجع تقلید ادامه داد: با  وجود این شرایط ما امروز شاهد هستیم که برخی بودجه‌های گزاف صرف بازیگران  سینما یا بازیکنان ورزش می‌شود و چه جایزه‌های کلانی که به آنها داده  نمی‌شود یا در قالب بودجه‌های دولتی چه هزینه‌های گزافی که به عده‌ای افراد  معلوم‌الحال با عنوان ایرانیان مقیم خارج از کشور خرج می‌شود؛ این در حالی  است که در گوشه و کنار این مملکت فقر بر مردم چیره شده است. مکارم شیرازی  یادآور شد: از طرفی در این مناطق، اهل تسنن چه سرمایه‌گذاری که برای عقاید  خود نکرده و آن وقت در مملکت ما که مملکت علی (ع) است، مردمش در فقر بوده و  چیزی ندارند.<br />
</span></p>
</td>
</tr>
<tr>
<td style="padding: 0pt;" height="22" valign="top"></td>
</tr>
</tbody>
</table>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sedehlenjan.com/?feed=rss2&amp;p=2799</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پایان ناپذیری میهمانی خداوند</title>
		<link>http://www.sedehlenjan.com/?p=2796</link>
		<comments>http://www.sedehlenjan.com/?p=2796#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 20:23:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>استاد جعفر ناظم رعایا</dc:creator>
				<category><![CDATA[آشنایی با اندیشه های استاد جعفر ناظم رعایا]]></category>
		<category><![CDATA[دین و اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[شعر سده لنجان]]></category>
		<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sedehlenjan.com/?p=2796</guid>
		<description><![CDATA[تعداد بازدید:۲۵فرا خوانی به مهمانی خداوند را دوباره خوانیها هست لیکن فرا مانی را پایانی نیست گر بخواهی میتوانی باعزت بمانی ********* شاعر:استاد فرزانه جعفر ناظم رعایا دل تن از پلیدی شست ,تارود به مهمانی کوله بار صبر افکند,رست از گرانجانی پر در آسمانها زد ,یافت بس سیکبالی در فراخنای وجود ,از پس فرا خوانی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تعداد بازدید:۲۵<br/><p style="text-align: right;"><span style="font-size: small;">فرا خوانی به مهمانی خداوند را دوباره خوانیها هست لیکن فرا  مانی را پایانی  نیست گر بخواهی میتوانی باعزت بمانی<br />
*********<br />
شاعر:استاد فرزانه  جعفر ناظم رعایا</p>
<p>دل  تن از پلیدی شست ,تارود به مهمانی</span> <span style="font-size: small;"><br />
کوله بار صبر افکند,رست  از گرانجانی<br />
پر در آسمانها زد ,یافت بس سیکبالی<br />
در فراخنای وجود ,از پس  فرا خوانی<br />
هر طرف در آن پرواز نور وآزفنداک دید<br />
بی دمیدن خورشید ,بی نزول  بارانی<br />
یافت از شکوه جلال ,بیکرانه ی هستی<br />
خاستگاه عشق جمال ,جایگاه  حیرانی<br />
بود میز بان دایم ,در پذیرش مهمان<br />
با شگفت در باری,بی دری  و در بانی<br />
در مقام قرب نبود ,تنگنا برای کسی<br />
در فراخنا هر  کس,جسته  جا به آسانی<br />
در عجیب تالاری , بین  طالب  و مطلوب<br />
پرده بود و پیش وپسی,آشکار و پنهانی<br />
نور و معنویت بود, گسترانده هر سویی<br />
عشق بود وعرفانی,لطف بود و  احسانی<br />
جام مهر او می ریخت جرعه ها به هر کامی<br />
بود از می نابی جوششی به هر  جانی<br />
کفر اگر نپنداری بود عاشق و معشوق<br />
مبزبان آنسانی ,میهمان  اینسانی<br />
گر خلاف این باشد ,از چه روی میخواند<br />
خالق دل عاشق ,مرغ  د  ل  به مهمانی  ؟<br />
های مرغ خوش اقبال,باز هم بزن پروبال<br />
همچنان بکن پرواز در فضای  نورانی<br />
ناظما ! فراخوانها ,گرچه میشود تکرار<br />
در چنین پذیرشگاه ,  میتوان فرا مانی </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sedehlenjan.com/?feed=rss2&amp;p=2796</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خبری فرهنگی در لنجان کرخت خاموش</title>
		<link>http://www.sedehlenjan.com/?p=2794</link>
		<comments>http://www.sedehlenjan.com/?p=2794#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 20:20:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[لنجان شناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sedehlenjan.com/?p=2794</guid>
		<description><![CDATA[تعداد بازدید:۹ « چه کسی پنیر مرا جابجاکرد؟» اثر اسپنسر جانسون با ترجمه ای از علیرضامیرزایی واز انتشارات سلسله مهر بیست ویکمین کتاب برگزیده برای نقد درانجمن است که درتاریخ چهارشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۹ از ساعت ۴ تا ۶ عصر درفرهنگسرای شهرداری زرین شهر باحضور علاقه مندان به نقد گذاشته خواهد شد . تصمیم بر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تعداد بازدید:۹<br/><p class=" " style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; line-height: 115%;" lang="FA"><span style="color: #ff0000;"><img style="width: 160px; height: 196px;" src="http://www.efeh.com/images/products/big/che%20kasi.jpg" border="0" alt="چه کسی پنیر مرا جابجاکرد؟" hspace="0" width="200" height="196" align="textTop" /></span></span></p>
<p class=" " style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; line-height: 115%;" lang="FA"><span style="color: #ff0000;">« چه کسی پنیر مرا  جابجاکرد؟» </span>اثر اسپنسر جانسون با ترجمه ای از علیرضامیرزایی واز  انتشارات سلسله مهر بیست ویکمین کتاب برگزیده برای نقد درانجمن است که  درتاریخ <span style="font-size: small;">چهارشنبه ۲۴ شهریور  ۱۳۸۹ از ساعت ۴ تا ۶ عصر </span>درفرهنگسرای شهرداری زرین شهر باحضور  علاقه مندان به نقد گذاشته خواهد شد .</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><span style="font-size: 10pt; line-height: 115%;" lang="FA">تصمیم بر آن است که نیمی از  وقت جلسه به جوانان اختصاص یابدتابه صورت تعاملی به بررسی ونقد کتاب  بپردازند بنابراین انجمن از حضور همه جوانان علاقه مند به کتاب استقبال می  کند ومنتظر حضور ارزشمند آنها می ماند .</span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sedehlenjan.com/?feed=rss2&amp;p=2794</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گریزی به مقام راست در آوازهای مذهبی</title>
		<link>http://www.sedehlenjan.com/?p=2791</link>
		<comments>http://www.sedehlenjan.com/?p=2791#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 06:02:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احسان باقرپورریزی</dc:creator>
				<category><![CDATA[آهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر ایران و جهان]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sedehlenjan.com/?p=2791</guid>
		<description><![CDATA[تعداد بازدید:۱۳ علاقه مندان موسیقی دستگاهی، نیک می دانند که چارچوب موسیقی امروز ایران چه از نظر محتوا و چه از نظر اسامی گوشه ها و آوازها، به موسیقی قدیم خیلی شبیه است و در عین حالت تفاوت های چشم گیری هم با آن دارد. یک نمونه اش نام و ساختار مقام راست است که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تعداد بازدید:۱۳<br/><p style="text-align: right;">
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">علاقه مندان موسیقی  دستگاهی، نیک می دانند که چارچوب موسیقی امروز ایران چه از نظر محتوا و چه  از نظر اسامی گوشه ها و آوازها، به موسیقی قدیم خیلی شبیه است و در عین  حالت تفاوت های چشم گیری هم با آن دارد. یک نمونه اش نام و ساختار مقام راست  است که در گذشته، یکی از ارکان موسیقی ایران بود و امروزه دیگر به آن شکل  شناخته نمی شود. این مقام هم اینک در موسیقی دستگاهی وجود ندارد و اصولاً  موسیقیدانان نامدار و ردیف شناس، رسمیتی برای آن قائل نیستند. فقط در برخی  نوشته های قدیمی نام &#8220;راست&#8221; به تعداد زیاد دیده می شود ولی هیچ یک از  راویان ردیف نه عنوان و نه فواصل آن را در مجموعه الحان خود ندارند. اما در  چند نقطه ایران، هنوز می توان نشانه هایی از حضور عملی مقام راست پیدا  کرد. در شرق خراسان، منطقه بوشهر و کوه های بختیاری، نشانه هایی از اجرای  سازی و آوازی این مقام، شنیده می شود. از نمونه های خراسانی می توان به  آهنگ &#8220;</span><a href="http://www.4shared.com/account/file/40789385/3f3878a2/Oshor-Khaju.html?sId=hgaSEioawI1bMF0X" target="_blank"><span style="color: #990000; font-size: small;">اشتر خجو</span></a><span style="font-size: small;">&#8221; ، از نمونه های بوشهری به آهنگ خیام خوانی&#8221; و از نمونه های  بختیاری به نوعی آواز سوگ موسوم به &#8220;گاگریو&#8221; اشاره کرد. نمونه دیگری که  اینک می خواهم آن را معرفی کنم، مربوط به موسیقی مذهبی آذربایجان با صدای  کم نظیر استاد سلیم موذن است. گر چه نمی دانم این گونه آوازی آیا در سنت  موسیقی مذهبی یا غیر مذهبی آذری ها وجود دارد یا این که استاد موذن زاده با  تسلط ویژه ای که بر ردیف ها موسیقی ایرانی دارند، خود شخصاً این گونه  منحصر به فرد را وارد موسیقی مذهبی معاصر کرده اند. در هر حال گونه  ارزشمندی است که سال های متمادی و دست کم در یکصد سال اخیر به ندرت استفاده  شده است. البته رد پای این مقام، امروزه در موسیقی عربی همچنان دنبال می  شود و اصولاً مقام بسیار مهم در موسیقی سنتی عربی به حساب می آید. </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> <img style="width: 354px; height: 472px;" src="http://img27.picoodle.com/img/img27/8/6/25/f_SaliMoazzenm_2f8b420.jpg" border="0" alt="استاد سلیم موذن زاده" hspace="70" width="354" align="baseline" /></span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">چند نمونه از اجراهای  استاد سلیم موذن زاده را در این جا آورده ام تا علاقه مندان آواز ایرانی،  آن ها را به نیکی بارها و بارها بشنوند. یکی از ویژگی های مقام راست، دور  گردانی (مدولاسیون) آسان است. در بخش دوم از نمونه های زیر، استاد موذن  زاده به زیبایی وارد فضای گوشه عراق می شود. در نمونه چهارم، با رویکردی  غیر منتظره، سر از بیات ترک در می آورد و اذان معروف برادرش </span><a href="http://hooshang-samani.blogfa.com/post-101.aspx" target="_blank"><span style="color: #990000; font-size: small;">زنده یاد رحیم موذن زاده</span></a><span style="font-size: small;"> را سر می دهد. وی سپس، گریزی به مقام &#8220;صبا&#8221; یا همان شور عربی می  زند و  در پایان پیش از فرود به مقام راست، گریزی هم به بیات اصفهان می  زند. </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.4shared.com/file/78906630/4514e46e/Mozen_Zadeh-1.html" target="_blank"><span style="color: #990000; font-size: small;"><strong>بخش اول از آواز  مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید</strong></span></a></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.4shared.com/file/78907328/eca3f893/Mozen_Zadeh-2.html" target="_blank"><span style="color: #990000; font-size: small;"><strong>بخش دوم از آواز  مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید</strong></span></a></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.4shared.com/file/78907866/6322ff71/Mozen_Zadeh-3.html" target="_blank"><strong><span style="color: #990000; font-size: small;">بخش سوم از آواز  مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید</span></strong></a></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.4shared.com/file/78908594/5a0f0197/Mozen_Zadeh-4.html" target="_blank"><strong><span style="color: #990000; font-size: small;">بخش چهارم از آواز  مذهبی سلیم موذن زاده را بشنوید</span></strong></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sedehlenjan.com/?feed=rss2&amp;p=2791</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استاد بهمن علاء الدین خواننده بزرگ ایل بختیاری</title>
		<link>http://www.sedehlenjan.com/?p=2789</link>
		<comments>http://www.sedehlenjan.com/?p=2789#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 06:00:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احسان باقرپورریزی</dc:creator>
				<category><![CDATA[آهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[در باره قوم بختیاری]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر ایران و جهان]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[قوم بختیاری]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sedehlenjan.com/?p=2789</guid>
		<description><![CDATA[تعداد بازدید:۸ حدود ۴-۵ سالی هست که با شهریار اسدپور، فرهاد خاکی و هاشم علیخانی دوست شدم.هر سه از بهترین دوستان من هستند که بسیار دوستشان دارم. اونا بختیاری هستند و در این چند سال مهمترین کاری که واسم کردند این بود که مرا با موسیقی بکر بختیاری آشنا کردند. خب خواننده معروف بختیاری ها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تعداد بازدید:۸<br/><p><strong><br />
</strong></p>
<p style="text-align: right;"><strong><span style="font-size: small;">حدود ۴-۵ سالی هست که با شهریار اسدپور، فرهاد خاکی و  هاشم علیخانی دوست شدم.هر سه از بهترین دوستان من هستند که بسیار <img src="http://malkanoon.persiangig.com/asadpoor/1.JPG" alt="" width="394" height="321" align="left" />دوستشان دارم. اونا بختیاری هستند و در این چند سال مهمترین  کاری که واسم کردند این بود که مرا با موسیقی بکر بختیاری آشنا کردند. خب  خواننده معروف بختیاری ها آقا کورش اسدپور عمو شهریار بود و او مرا با عموش  آشنا کرد و افتخاری دست داد که صدای ایشون را از نزدیک بشنوم و کاست  هایشان را گوش بدم. بعد نابغه ای را باهام آشنا کردند.بهمن علائدین معروف  به مسعود بختیاری که چند سالی هست از بین ما رفتند. من واقعه دوستش دارم و  همیشه کارهاش را گوش می کنم و از دوستام کمک می گیرم که مفهوم شعرها را  متوجه بشوم البته خیلی از کلمات بومی بختیاری را یاد گرفتم که به قول فرهاد  تازه دیپلم دارم. بیشتر با کارهاش ارتباط برقرار کردم و حتی با شهریار  چندتا از کارهایی که من دوست داشتم را با هم با تار زدیم که واقعا زیبا  هستند. هر چه بیشتر پیش می رود بیشتر ناراحت می شوم که چرا چنین خواننده و  شاعری از بین ما رفته و چرا من اینقدر دیر ایشون را شناختم.</span></strong><strong><br />
<span style="font-size: small;">در زیر نوشته ای از دوست عزیز هوشنگ سامانی وبلاگ </span><a href="http://our-music.blogfa.com/" target="_blank"><span style="font-size: small;">موسیقی ما</span></a><span style="font-size: small;"> در مورد این استاد بزرگ قرار  دادم که امیدوارم شما هم مثل من لذت ببرید.</span><br />
<span style="font-size: small;">_____________________________________________________</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color: #663366; font-size: small;">درآمدی  بر خنیاگری مسعود بختیاری</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">بهمن علائدین مشهور به  مسعود بختیاری یک استثناء در تاریخ موسیقی بومی عصر حاضر به شمار می رود.  گر چه او تنها روایتگر بخشی از فرهنگ موسیقایی بختیاری زبان ها بود ولی  نقشی بیش از یک خنیاگر بومی یافت و توانست در طول ۳۵ سال از حیات خود، یک  زبان مشترک موسیقایی بین همه بختیاری ها ایجاد کند. شاید همنسگ او در سایر  فرهنگ های بومی ایران نتوان یافت. وقتی خبر درگذشتش منتشر شد، همه بختیاری  های داخل و خارج از کشور، فارغ از این که در چه مرتبه ای از مناصب اجتماعی،  سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هستند، سیلی از پیام و اظهار همدردی به راه  انداختند. در یگانه بودنش همین بس که اولاً همه ایل او را می شناختند و  ثانیاً همواره در قیاس با سایر خوانندگان، انتخاب اول بختیاری ها بود.  غالباً در هنگام طرح موضوع، این جمله از مخاطبان بومی اش شنیده می شد:  &#8220;هیشکی نتره چی علاءالدین بخونه&#8221; (هیچ کس نمی تواند مانند علاءالدین  بخواند) و این یک باور قلبی بود نه تعارف که اصولاً بختیاری ها اهل تعارف  نیستند و به رک گویی شهره اند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> <img style="width: 426px; height: 348px;" src="http://mismycity.persiangig.com/arekator/m%20bktr.jpg" alt="" width="426" height="384" align="right" /></span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"></p>
<p>ظهور  هنری مسعود بختیاری در زمانی موسوم به دوره رادیو اتفاق افتاد. از ویژگی  های این دوره، فاصله گرفتن جامعه هنری از برخی عناصر اصلی فرهنگ موسیقی  ایرانی چه در حوزه سنتی و چه بومی است. برنامه های رادیویی گلها نمونه ای  این رویکرد در حوزه موسیقی سنتی بودند و به همین نسبت، هنرمندان نواحی  مختلف ایران که پایشان به رادیو باز می شد، تحت تأثیر همین فضا نمی  توانستند یک موسیقی ناب از خاستگاه فرهنگی خود ارائه بدهند. نتیجه چیزی بود  که شاید بتوان همان برچسب گلها را بر آن چسباند. یعنی موسیقی بومی با  شمایل شهری و آن هم از نوع گلهایی. نمونه ضبط های موسیقی محلی از شمال  ایران، خراسان، بختیاری، شیرازی و کردی در این دوره به خوبی نشان می دهند  که موسیقی های یاد شده تا چه اندازه با مختصات موسیقی شهری رایج در رادیو و  گاه کافه ها نسبت داشتند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> بهمن علائدین زاده منطقه  عشایری لالی از توابع مسجد سلیمان بود و طبیعتاً صداهای ناب ایل در گوشش  موج می زد. منهتی همکاری با رادیو اهواز چنین امکانی برایش فراهم نمی کرد  آنی باشد که بود. بلکه می بایست با قواعد موسیقی حاکم بخواند و این شد که  تا پیش از انقلاب با همراهی منصور قنادپور نوازنده سنتور، آثاری را به دو  گویش فارسی و بختیاری با حال و هوای موسیقی شهری ارائه داد. آثاری که از  نظر ارکستری و کلاً صدا دهی، هیچ نسبتی با موسیقی بختیاری نداشتند. اما یک  برگ برنده همراه این آثار بود و آن صدای نرم و مخملی علاءالدین –محدوده  باریتون- که بدون هیچ جوش و فریاد، در گوش بختیاری ها زمزمه می کرد. دیگر  این که فرزند ایل، نیک می دانست مخاطبانش چگونه نسبت به فرهنگ خویش  نوستالژی دارند و با انگشت نهادن بر این نقاط حساس، آن ها را به وجد می  آورد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> پس از انقلاب، مدتی در  سکوت به سر برد تا این که به واسطه دوست کرد زبانش محمد حسین سیفی زاده  (آهنگساز)، به عطا جنگوک هنرمندی برآمده از مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی  معرفی شد. جنگوک بختیاری نبود ولی زادگاهش لار واقع در جنوب استان فارس از  نظر فرهنگی خیلی به بختیاری ها و به طور کلی فرهنگ لری نزدیک بود و  او با  اتکاء به پشتوانه فرهنگی و آموزشی اش می توانست در خدمت خلق یک موسیقی  متفاوت از آثار مشابه قرار بگیرد. بدین ترتیب &#8220;مال کنون&#8221; به عنوان نخستین  نوار رسمی وی در سال ۱۳۶۵ وارد بازار موسیقی شد. توفیق باور نکردنی آن،  هنوز هم ورد زبان هاست. دومین و آخرین همکاری بهمن علاءالدین با عطا جنگوک،  شش سال بعد منجر به &#8220;هی جار&#8221; شد. نوع صدادهی این دو اثر در مقایسه با آثار  رادیو اهواز، خیلی به فرهنگ بکر موسیقی بختیاری نزدیک بود. گر چه صدای هیچ  ساز بومی شنیده نمی شد ولی تیز بینی جنگوک در انتخاب ملودی ها و نوع تنظیم  شان دو ویژگی داشت. اول این که تا حد زیادی مخاطبان بومی را به فضای زندگی  سنتی ایل نزدیک می کرد و دیگر این که چون حال و هوای به اصطلاح امروزی هم  داشت، مخاطب غیر بومی را نیز کم و بیش جذب می کرد و کم نیستند آن هایی که  اصالتاً بختیاری نبودند و با &#8220;مال کنون&#8221; مسعود بختیاری خاطره های دل انگیزی  به یاد دارند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><img style="width: 477px; height: 284px;" src="http://img33.picoodle.com/img/img33/3/10/29/f_MasoudBakhtm_a555ba3.jpg" border="0" alt="مسعود بختیاری" hspace="40" width="477" align="baseline" /></span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;">طبیعت گرایی در آثار زنده  یا بهمن علاءالدین موج می زند. او پیش از آن که با مظاهر زندگی نوین  ماشینی روبرو شود، شب و روزش در واژگانی چون مه (ماه)، افتو (آفتاب)، آساره  (ستاره)، کوگ (کبک)، اور (ابر)، بارون (باران)، تش (آتش)، که (کوه) و غیره  خلاصه می شد. به همین دلیل در غالب آوازهایش که معمولاً اشعارش را خود می  سرود و طرح آوازی اش را هم طراحی می کرد، چنین واژگانی بسیارند. از این مهم  تر، رویکرد آگاهانه وی به احیای آوازهای بومی با اشعاری جدید است. چه این  که برخی از آوازهای کهن، یا اشعار مناسب روز نداشتند و یا این که اصولاً  برای مناسبت خاصی به وجود آمده بودند. مانند بهره گیری از آواز &#8220;برزگری&#8221; و  یا &#8220;صیادی&#8221; که اولی آواز کشاورزان و دومی آواز شکارچیان بوده است. او حتی  از آوازهای سوگ موسوم به &#8220;گاگریو&#8221; نیز با اشعار دیگر بهره می برد و همچنین  قادر بود تلفیقی از این آوازها را ارائه دهد. یعنی بخشی از جمله آوازی اش  با بخشی دیگر از آن، ریشه ای متفاوت داشته باشد. نمونه اش، آواز &#8220;آساره&#8221; در  آلبومی به همین نام است. علاءالدین در این لحن برگرفته از آوازهای سوگ و  همچنین یکی از آوازهای کار، روایتی عاشقانه و لطیف تری از نمونه اصلی ارائه  می کند که همانند آوازهای سوگ خشن و اندوه بار نیست.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.4shared.com/account/file/68852052/b9b9956a/Asare-So.html?sId=1RG8shPW95gdvMX0" target="_blank"><span style="color: #ff0000; font-size: small;"><strong>بخشی از آواز  آساره با صدای مسعود بختیاری را بشنوید</strong></span></a></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"><img style="width: 280px; height: 370px;" src="http://sites.google.com/site/zolf80/masoud1.jpg" alt="" width="280" height="427" align="left" />دقت نظر وی یکی از عوامل توفیق او در جذب مخاطبانش بود. به جای  این که در فرهنگ های دیگر به دنبال ملودی بگردد و یا خود به ساختن ملودی  های ضعیف بپردازند، از آبشخور نغمات بومی نهفته در صدای ساز توشمال های  بختیاری بهره می برد. خود می گفت: &#8220;اگر در کار کرنا نوازان دقیق شویم نغمه  های بسیار بسیار زیبایی پیدا می‌کنیم که در نگاه اول ممکن است به چشم  نیایند.&#8221; با همین نگاه تصانیف زیبایی خلق کرده بود. از معروف ترین شان می  توان به تصنیف &#8220;تنگ بلور&#8221; اشاره کرد که نخستین بار در رادیو اهواز با  ارکستر شهری منصور قنادپور خواند. اصل ملودی این تصنیف که در غالب  کرنانوازی ها شنیده می شود را با نمونه بازخوانی شده اش توسط هنرمند جوان  شهرام براتپوری بشنوید. </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.4shared.com/account/file/68852054/50da305f/Tong-e_Bolur.html?sId=1RG8shPW95gdvMX0" target="_blank"><strong><span style="color: #ff0000; font-size: small;">ملوی اصلی تنگ  بلور با کرنای جهانگیر فتحی پور را بشنوید</span></strong></a></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: small;"> زنده یاد بهمن علاءالدین پس از ۶۶ سال  زندگی بدون حاشیه، شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۵ خورشیدی (۳ نوامبر ۲۰۰۶ میلادی) در  کرج با دنیای ما خداحافظی کرد و در امامزاده طاهر  همین شهر به خاک رفت.  روحش شاد و یادش گرامی باد.</span></p>
<p></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sedehlenjan.com/?feed=rss2&amp;p=2789</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شعری از خانم امامی</title>
		<link>http://www.sedehlenjan.com/?p=2783</link>
		<comments>http://www.sedehlenjan.com/?p=2783#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Aug 2010 20:37:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[سده لنجان]]></category>
		<category><![CDATA[شعر سده لنجان]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sedehlenjan.com/?p=2783</guid>
		<description><![CDATA[تعداد بازدید:۷شاعر:نجمه امامی برگرفته از وبلاگ مـــــــــــــــــاهور چندمین زن ؟ صندلی ها پر شده یک جای خالی هم که نیست !!! ظرفیت تکمیل تکمیل است قلبت مال کیست ؟ پشت در بر جا کلیدی چشم را چسبانده ام وا کن این در را ببینم هلهله ها مال چیست ؟!! یک نفر با دست می کوبد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تعداد بازدید:۷<br/><p style="text-align: right;">شاعر:نجمه امامی</p>
<p style="text-align: right;">برگرفته از وبلاگ <a href="http://mahoor88.blogfa.com/">مـــــــــــــــــاهور</a></p>
<div id="posttitle" style="text-align: right;"><span style="font-size: 15pt; font-family: Arial; color: #010101;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma; color: #010101;"><span style="color: #313131;"><a href="http://mahoor88.blogfa.com/post-71.aspx"><strong>چندمین  زن ؟</strong></a></span></span></span></div>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: 15pt; font-family: Arial; color: #010101;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma; color: #010101;"><span style="color: #313131;"><span style="font-size: small;">صندلی ها پر شده یک جای خالی هم که نیست  !!!</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: 15pt; font-family: Arial; color: #010101;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma; color: #010101;"><span style="color: #313131;"><span style="font-size: small;">ظرفیت تکمیل تکمیل است قلبت مال کیست ؟</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: 15pt; font-family: Arial; color: #010101;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma; color: #010101;"><span style="color: #313131;"><span style="font-size: small;">پشت در بر جا کلیدی چشم را چسبانده ام</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: 15pt; font-family: Arial; color: #010101;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma; color: #010101;"><span style="color: #313131;"><span style="font-size: small;">وا کن این در را ببینم هلهله ها مال چیست  ؟!!</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: 15pt; font-family: Arial; color: #010101;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma; color: #010101;"><span style="color: #313131;"><span style="font-size: small;">یک نفر با دست می کوبد به روی شانه ام </span></span></span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: 15pt; font-family: Arial; color: #010101;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma; color: #010101;"><span style="color: #313131;"><span style="font-size: small;">می دوم ،پشت سرم با اخم می گوید :بایست !!!</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: 15pt; font-family: Arial; color: #010101;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma; color: #010101;"><span style="color: #313131;"><span style="font-size: small;">می رسد با خنده می پر سد: چرا تر سیده ای ؟</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: 15pt; font-family: Arial; color: #010101;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma; color: #010101;"><span style="color: #313131;"><span style="font-size: small;">من فقط خانم سوا لی داشتم از روی لیست !</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: 15pt; font-family: Arial; color: #010101;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma; color: #010101;"><span style="color: #313131;"><span style="font-size: small;">نا متان لطفا ؟ &#8230;.و نامم را که گفتم  &#8230;&#8230;&#8230;.قاه قاه </span></span></span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: 15pt; font-family: Arial; color: #010101;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma; color: #010101;"><span style="color: #313131;"><span style="font-size: small;">چندمین زن بوده ای؟ نام شما در لیست نیست  !!</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: 15pt; font-family: Arial; color: #010101;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma; color: #010101;"><span style="color: #313131;"> </span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sedehlenjan.com/?feed=rss2&amp;p=2783</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهریور ماه در چمگردان</title>
		<link>http://www.sedehlenjan.com/?p=2781</link>
		<comments>http://www.sedehlenjan.com/?p=2781#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Aug 2010 20:33:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[عکسهایی قابل تامل]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[لنجان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[چمگردان]]></category>
		<category><![CDATA[چمگردان،شعر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sedehlenjan.com/?p=2781</guid>
		<description><![CDATA[تعداد بازدید:۱۶نویسنده:علی اصغر حسامی برگرفته از وبلاگ شبستان خیال خورشید زرافشان پرتوهای خیال انگیزش را بر سر و روی خوشه های طلایی رنگ شالیزارها می پاشد و رنگی شراب گونه و رؤیایی به آن ها می بخشد . این در حالی است که  سطح یکپارچه ی شالیزارها که بسان فرشی یک دست ، با نقش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تعداد بازدید:۱۶<br/><p>نویسنده:علی اصغر حسامی</p>
<p>برگرفته از وبلاگ <a href="http://shabestanekhiyal.blogfa.com/">شبستان خیال</a></p>
<p style="text-align: right;"><a class="thickbox broken_link" href="press-this.php?ajax=photo_thickbox&amp;i=http%3A%2F%2Fpichak.net.img4u.net%2Fimages%2Fa8hrluwjh5dgjb68c5.jpg&amp;u=http%3A%2F%2Fshabestanekhiyal.blogfa.com%2F&amp;height=400&amp;width=500"><img id="img5" src="http://pichak.net.img4u.net/images/a8hrluwjh5dgjb68c5.jpg" alt="" width="454" height="340" /></a></p>
<p><a href="press-this.php?ajax=photo_thickbox&amp;i=http%3A%2F%2Fpichak.net.img4u.net%2Fimages%2Fa8hrluwjh5dgjb68c5.jpg&amp;u=http%3A%2F%2Fshabestanekhiyal.blogfa.com%2F&amp;height=400&amp;width=500" class="broken_link">خورشید زرافشان پرتوهای خیال انگیزش را بر سر و روی خوشه های طلایی رنگ شالیزارها می پاشد و رنگی شراب گونه و رؤیایی به آن ها می بخشد . این در حالی است که  سطح یکپارچه ی شالیزارها که بسان فرشی یک دست ، با نقش های طلایی و رنگ دررنگ بافته شده است چشم ها رابه سوی خود خیره می کند . آفتاب زرین ، با رنگ طلایی خوشه ها درهم می آمیزد و صحنه ی ای می آفریند همه خیال درخیال .</a></p>
<p><a href="press-this.php?ajax=photo_thickbox&amp;i=http%3A%2F%2Fpichak.net.img4u.net%2Fimages%2Fa8hrluwjh5dgjb68c5.jpg&amp;u=http%3A%2F%2Fshabestanekhiyal.blogfa.com%2F&amp;height=400&amp;width=500" class="broken_link">تصور صحنه ای که درآن همه چیز به رنگ طلایی باشد شاید مشکل به نظر به نظر برسد اما برای کسانی که آن صحنه را دیده اند خیلی دور ازذهن نیست . در این صحنه ی خیال درخیال وشراب انگیز، خورشیدبسان کاکل آفتابگردان بربالای شالیزارها می تابدو شعاع های زندگی بخش خویش را نثار خوشه های زرین برنج می کند  .</a></p>
<p><a href="press-this.php?ajax=photo_thickbox&amp;i=http%3A%2F%2Fpichak.net.img4u.net%2Fimages%2Fa8hrluwjh5dgjb68c5.jpg&amp;u=http%3A%2F%2Fshabestanekhiyal.blogfa.com%2F&amp;height=400&amp;width=500" class="broken_link">گنجشکان ، سرمست از این همه زیبایی ونزهت ،  وخرسند از سفره ی گسترده ی دانه های شلتوک برایشان ، نغمه خوان و شادان بر فراز کشتزارها درپروازند .  به هرطرف که روی می آورم صفای شالیزاران چشمانم را می نوازد و به سوی خویش    می خواند . هنگام شب،  تابش نور مهتاب بر سطح این فرش گسترده ،خیال آدم را برمی انگیزد تا دمی درکنار این صحنه ها بنشیند و مهتاب و شالیزار و رودخانه را تماشا کند .</a></p>
<p><a href="press-this.php?ajax=photo_thickbox&amp;i=http%3A%2F%2Fpichak.net.img4u.net%2Fimages%2Fa8hrluwjh5dgjb68c5.jpg&amp;u=http%3A%2F%2Fshabestanekhiyal.blogfa.com%2F&amp;height=400&amp;width=500" class="broken_link">آن هنگام که نورمهتاب بربالای گیسوان آشفته ی درختان بید می تابد وقت آن فرامی رسد تا درکنار دوستی صمیمی ویکدل ، دل را به دست پرتوهای مهتاب بسپاریم و غرق در تماشای زیبایی های یک شب تابستان ، با رود و نیزاروکوه  و شالیزار به نجوایی شبانه بنشینیم .</a></p>
<p><a href="press-this.php?ajax=photo_thickbox&amp;i=http%3A%2F%2Fpichak.net.img4u.net%2Fimages%2Fa8hrluwjh5dgjb68c5.jpg&amp;u=http%3A%2F%2Fshabestanekhiyal.blogfa.com%2F&amp;height=400&amp;width=500" class="broken_link">تو ای دوست ، ای همراز وای همدم خلوت تنهایی ام بیا تا دمی در کنار این همه زیبایی بنشینیم و از مهتاب و شب و رود و صفای شالیزاران بهره ای ببریم که :<br />
&#8220;هستی را نمی بینم بقایی &#8221; </a></p>
<p><span style="text-decoration: underline;"> </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sedehlenjan.com/?feed=rss2&amp;p=2781</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیام تسلیت</title>
		<link>http://www.sedehlenjan.com/?p=2769</link>
		<comments>http://www.sedehlenjan.com/?p=2769#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Aug 2010 19:55:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[سده لنجان]]></category>
		<category><![CDATA[پیامهای تبریک و تسلیت]]></category>
		<category><![CDATA[لنجان شناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sedehlenjan.com/?p=2769</guid>
		<description><![CDATA[تعداد بازدید:۱۴استاد فرزانه حاج جعفر ناظم رعایا ریاست محترم شورای اسلامی شهر سده لنجان جناب حاج حسین ناظم الرعایا در گذشت روانشاد خداداد ناظم رعایا را که عمری با خوشنامی در خدمت به خلق کوشید به شما و کانون عزادار ناظم الرعایا تسلیت عرض نموده و برای ان عزیز سفرکرده ارامش ابدی را از خداوند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تعداد بازدید:۱۴<br/><p>استاد فرزانه حاج جعفر ناظم رعایا</p>
<p>ریاست محترم شورای اسلامی شهر سده لنجان جناب حاج حسین ناظم الرعایا</p>
<p>در گذشت روانشاد <span style="color: #ff0000;"><strong>خداداد ناظم رعایا </strong></span>را که عمری با خوشنامی در خدمت به خلق کوشید به شما و کانون عزادار ناظم الرعایا تسلیت عرض نموده و برای ان عزیز سفرکرده ارامش ابدی را از خداوند بزرگ خواهانیم.</p>
<p>مدیریت و هیات تحریریه سایت مردمی سده لنجان</p>
<p>پی نوشت:</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>مراسم هفتمین روز درگذشت روانشاد خداداد ناظم رعایا روز دوشنبه هشتم شهریور ماه جاری از ساعت سه بعد از ظهر تا پنج عصر در مسحد ابوالفضل شهر سده لنجان برگزار می گردد. و پس از آن بر سر مزار آن زنده یاد مراسمی برپا خواهد شد.</strong></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sedehlenjan.com/?feed=rss2&amp;p=2769</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>راز</title>
		<link>http://www.sedehlenjan.com/?p=2765</link>
		<comments>http://www.sedehlenjan.com/?p=2765#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Aug 2010 14:36:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرهاد اسماعیلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[علوم مختلف]]></category>
		<category><![CDATA[نکته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sedehlenjan.com/?p=2765</guid>
		<description><![CDATA[همیشه از انسان موفق می پرسند(راز موفقیتتان در چیست)

 ولی از انسان شکست خورده نمی پرسند(راز شکستتان در چیست؟) 

چرا ؟

]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تعداد بازدید:۳<br/><p><a href="http://www.sedehlenjan.com/?attachment_id=2766" rel="attachment wp-att-2766"><img src="http://www.sedehlenjan.com/wp-content/uploads/2010/08/b-14-300x225.jpg" alt="" width="300" height="225" class="alignnone size-medium wp-image-2766" /></a></p>
<p>همیشه از انسان موفق می پرسند(راز موفقیتتان در چیست)</p>
<p> ولی از انسان شکست خورده نمی پرسند(راز شکستتان در چیست؟) </p>
<p>چرا ؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sedehlenjan.com/?feed=rss2&amp;p=2765</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ربنای شجریان در خون ماست</title>
		<link>http://www.sedehlenjan.com/?p=2778</link>
		<comments>http://www.sedehlenjan.com/?p=2778#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Aug 2010 20:41:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین ادیبی</dc:creator>
				<category><![CDATA[آهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sedehlenjan.com/?p=2778</guid>
		<description><![CDATA[تعداد بازدید:۲۵ نویسنده:حسین ادیبی برگرفته از وبلاگ ایشان به نام سپهر ولین روز ماه مبارک رمضان به افطار نزدیک می شد. خسته و بی حال تلویزیون را روشن کردم و منتظر نشستم. به رسم هر سال گوینده شروع به گفتن کرد: این دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده لقمه های راز شد چند خوردی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تعداد بازدید:۲۵<br/><p style="text-align: right;"><a class="thickbox broken_link" href="press-this.php?ajax=photo_thickbox&amp;i=http%3A%2F%2Fstatic.mihanblog.com%2F%2Fpublic%2Fuser_data%2Fweb_photo%2F29%2F84985.jpg%3F3451&amp;u=http%3A%2F%2Fsepehr85.mihanblog.com%2F&amp;height=400&amp;width=500"><img id="img1" src="http://static.mihanblog.com//public/user_data/web_photo/29/84985.jpg?3451" alt="" /></a></p>
<p style="text-align: right;"><a class="thickbox broken_link" href="press-this.php?ajax=photo_thickbox&amp;i=http%3A%2F%2Fstatic.mihanblog.com%2F%2Fpublic%2Fuser_data%2Fweb_photo%2F29%2F84985.jpg%3F3451&amp;u=http%3A%2F%2Fsepehr85.mihanblog.com%2F&amp;height=400&amp;width=500">نویسنده:حسین ادیبی</a></p>
<p style="text-align: right;">برگرفته از وبلاگ ایشان به نام سپهر</p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: 10pt; color: navy; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="FA">ولین روز ماه مبارک  رمضان به افطار نزدیک می شد. خسته و بی حال تلویزیون را روشن کردم و منتظر  نشستم. به رسم هر سال گوینده شروع به گفتن کرد: </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: maroon; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA">این دهان بستی  دهانی باز شد</span><span style="font-size: 9pt; color: maroon; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" dir="ltr"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: maroon; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA">تا خورنده لقمه های  راز شد</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: maroon; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA">چند خوردی چرب و  شیرین از طعام</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: maroon; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA">امتحان کن چند روزی  در صیام</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: maroon; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA">چند شب ها خواب را  گشتی اسیر</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: maroon; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA">یک شبی  بیدارشو!دولت بگیر</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: maroon; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA">گر تو این انبان ز  نان خالی کنی</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: maroon; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA">پر ز گوهرهای  اجلالی کنی</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: maroon; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA">طفل جان از شیر  شیطان باز کن!</span><span style="font-size: 9pt; color: maroon; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" dir="ltr"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: maroon; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA">بعد از آنش با ملک  انباز کن</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; color: navy; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="FA"><span> </span>چشمهایم  را بستم و منتظر ندای آشنای هنگام افطار شدم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; color: navy; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="FA">اما صدای غریبی گوشم  را آزرد. صدایی که با آن لحظات ملکوتی نامأنوس بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; color: navy; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="FA">از بچه گی عادت کرده  ایم لحظات ملکوتی افطار را با صدای ملکوتی و دعای ملکوتی ربنا شروع کنیم.  اما امسال &#8230; نمی توانستم قبول کنم. کانال تلویزیون را عوض<span> </span>کردم. ولی خبری از آن صدای گرم همیشگی نبود.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; color: navy; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="FA">تلویزیون راخاموش کردم  و رادیو را روشن کردم. امواج رادیو را هم تغییر دادم ولی صدا ها و دعاها  آشنا نبودند. با خودم گفتم اشکالی ندارد حتما شب اول است و شبهای دیگر همه  چیز درست خواهد شد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; color: navy; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="FA">شب دوم و سوم هم  همانگونه تمام شد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; color: navy; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="FA">گویی باید شرایط را  پذیرفت. سیاست تا سر سفره های افطار هم آمده. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; color: navy; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="FA">ماه رمضان امسال بدون  ربنا آغاز شد . امیدوارم بی ربنا پایان نیابد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; color: navy; line-height: 150%; font-family: Tahoma;" lang="FA">چه کنم عادت است و ترک  آن موجب مرض . چه عادتی نیکوتر از ربنای شجریان . ربنا با خون و گوشت و  پوست ما درهم آمیخته. نمی توان آن را کنار گذاشت. به همین دلیل تازمانی که  شرایط اینگونه باشد من هنگام افطار ربنا را از کامپیوترم گوش میدهم . </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sedehlenjan.com/?feed=rss2&amp;p=2778</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
