شعری از اقای نریمان ایزدی

تعداد بازدید:۹

رفتم به شوق دیدار در محفل کوانتا

وز بهر دیدن عشق در باطن اتمها

در هسته معتکف بود جمعی ز نوکلئونها

بر گردشان دویدم چونان الکترونها

روی مدار ذرات یک لحظه ای نشستم

فارغ زهرچه تابش یا گردش اتمها

وانگه زخود جهیدم رفتم مدار دیگر

دیدم همه به تسبیح بر گرد ذات یکتا

هر ذره در مسیرش سیر تکاملی داشت

گویی که قبله اش بود ان کردگار دانا

ای مالکی که ملکت بوده است از ازلها

وانگه به جای ماند در اصل تا ابدها

محدوده وجودت عاری زهر نهایت

از ذره ی کوانتا تا اوج کهکشانها

از فضل کن منور، چشم و دل و خیالم

تا پر وضوح بینم اسرار این جهان را

انسان تو را هدف چیست از کسب مدرک و علم

گر عشق او نباشد با این همه نشانها

برخیز و از خدایت همت بخواه و ایمان

تا در جهان بماند نامت هماره مانا

کوانتا:ذرات ریز در حد اتم مانند الکترون –پروتون و نوترون

نوکلئون:ذرات درون هسته اتم

سایر مطالب مرتبط در سایت سده لنجان

یک نظر بگذارید