چوببری و نجاری در سده لنجان
نویسنده:سهراب شریفی
ارسال به سایت:علی اکبر فتاحی
چوببری کار مردان سختکوش و زحمتکش بود. با ارهدستی و نیروی بدنی در صحرا درختان را میبریدند و آنها را به کنار زایندهرود حمل میکردند. اکثر چوبها از درختان کبوده، چنار و بید بودند که قبلاً از صاحبانشان خریداری میشدند. بعد از اینکه چوبها را کنار رودخانه جمعمیکردند آنها را با طناب به هممیبستند که به آن بستنه یا بسنه (کرجی) میگفتند. بسنه را روی آب زایندهرود قرار میدادند و تا اصفهان میبردند. این کار بیشتر مواقعی انجاممیشد که زایندهرود کمآب نباشد. کار چوببری هم در اواخر پاییز تا اوایل زمستان انجام میشد. در آن زمان در مزارع و صحرای سده راه ماشین رو نبود و کار چوببری، قطعهقطعه کردن و بیشتر مواقع حملکردن آن با نیروی انسانی انجام میشد.
قطع درختان تنومند با اره دوسر انجام میشد که دو نفر با آن کار میکردند. از چوببرها میتوان به مرحوم عبدالله نقدی(عبدل) اشاره کرد که یکی از مردان آزاده جعفر قلیخان چرمهینی بود. و همچنین حاج محمدعلی نقدی که همه به او دای حجی میگفتند و مردی زیرک و باهوش بود و دیگری حاج نوروز ادیبی فرزند رضا میباشد. این مرد دلاور در برابر بعضی افراد مغرور سال ۴۰ شمسی یکه و تنها قد علم کرد و اگر طایفه چوببرها در بلندیهای مشرف به قایقرانی صاحب زمین و خانه شدند از سند عبدل و تلاش حاجنوروز میباشد. سالهای متمادی مسائل حقوقی و زراعی کشاورزان را بخوبی حل و فصل میکرد و میکند و اخیراً هم بهعنوان کشاورز نمونه انتخاب شد.
از نجارها میتوان به استاد حسن و پسرش حاجعلی غلامی، استاد تقی صناعی و مشهدی عزیز غلامی اشاره کرد که با ظرافت و مهارت خاصی وسایل چوبی و ابزار کشاورزی را میساختند. کارهای دستی آنها زبانزد خاص و عام بود.
از این جا به بعد نوشته علی اکبر فتاحی است درتکمیل این مطلب .راستی شما از این حرفه چه خاطراتی ذارید؟ برایمان در بخش نظرات آن را ارسال کنید ممنونم .
امروزه نیز جوانانی از طوایف چوب برها به تبعیت از ضرب المثل معروف (کار بکن بابات میکرد @پشم میریشد قبات میکرد ) رهرو اسلاف خود گردیده اند امّا موفقیت چندانی در این رشته کاری نیافته اند .واین عدم موفقیّت ناشی از ولخرجی ، بی تجربگی وعدم پشتکار وراحت طلبی است که اکثر چوب برها بیش از یک بار ورشکستگی اقتصادی را تجربه نموده اند. که این امر سالیان سال آسیبهای اجتماعی جبران ناپپذیز بر آنان وارد کرده است ومی کند .بجز اندکی که دراین رشته تبحر وتخصص پیدا کرده اند بقیه ی آنان را عده ای (به قول خودشان مال مردم خور) چریده اند در این کار عدالت وتقوا بخصوص در اصطلاح دید زدن چوب حرف اول را میزند وکسی که دقت به خرج ندهد هم خود را به باد میدهد وهم ثمره پنجاه شصت ساله کشاورز بد بخت را. برای همه ی صاحبان این حرفه ی پر زحمت وخانمان برانداز طبیعت آرزوی موفقیت ورونق کسب وکار آرزومندیم وامیدواریم به جای هر درخت کهنسال که حکم ریه ای برای این منطقه ی آلوده ی زمین دارد، نهال غرس گردد. درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد@نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد.

خوراک سایت مردمی سده لنجان
مردان آزاده؟؟
واقعا استفاده از کلمه مردان آزاده درسته؟؟؟؟؟؟
سلام و درود بر شما باد :
مطلب زیبا یی بود . این که شما پیشینه ی برخی مشاغل را آورده اید زیبا و پسندیده است اما من مفهوم این عبارت ( یکی از مردان آزاده ) را نفهمیدم . چون آزاده بودن و آزادگی بار معنایی بسیاری در خود نهفته دارد .
پیروز باشید و سربلند …………………..