زندگینامه و اثار علینقی منزوی

تعداد بازدید:۳

اینجانب علینقی منزوی دارای شناسنامه ۶۵۸۸ صادره از کنسولگری ایران در بغداد متولد ۱۳۰۲ خ، ۱۹۲۳ م در سامره. وضع تحصیلی و اشتغال و آثار خود را طبق دستور به عرض می رساند:

تحصیلات:
من تحصیلات قدیمی خود را در سامره و نجف انجام دادم، در سامره کتب فارسی و قرآن را نزد مرحومان پدرم و عمویم محمدابراهیم که بعدا دختر او را به همسری گرفتم بیاموختم، حافظ و سعدی و خیام را نزد او آموختم انموذج و سیوطی را نزد پدرم تحصیل کردم. به سال ۱۳۵۴ق، ۱۳۱۴ خ با پدر و خانواده به نجف آمده در مدرسه سید کاظم یزدی خلاصه الحساب و مطول و معنی البیب را نزد شیخ شمس قفقازی، جامع المقدمات را نزد، شیخ محمدرضا طبسی (۱۳۲۲- ۱۴۰۵ ه ق) شرح سبعه و معالم را در محضر شیخ علی اکبر خوانساری (۳۰۰- ۱۳۵۹) مذکور در طبقات قرن ۱۴ص۱۶۰۴ تلمذه کرده و بخشی از کتابخانه ایشان را برای درج در ذریعه به دستور پدر فهرست کردم که در ذریعه درج گردید شرح منظومه سبزواری را نزد سید محمد جواد تبریزی (۱۳۱۵- ۱۳۸۷) مذکور در طبقات قرن ۱۴ص۳۲۱ و شرح اشارات ابن سینا – خواجه نصیر را نزد شیخ صدرا بادکوبی متوفی ۱۱ شعبان ۱۳۹۲ق، تلمذ کردم. در این وقت شیخ عبدالحسین رشتی ۱۳۹۲-۱۳۷۳ مذکور در طبقات قرن ۱۴ ص ۱۰۶۴-۱۰۶۷ مقداری از شرح لمعه را برای من و فرزندشان شیخ محمد رشتی درس می گفت، و میان من و فرزندشان هنگامی که به بازی شطرنج می پرداختیم حکمیت می فرمود.

من بعدا در تهران کتاب “کشف الاشتباه” تالیف ایشان را چاپ کردم. ایشان در سال ۱۳۶۴ ق اجازه ای روایتی نیز برای من مرقوم داشتند، من این اجازه را در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۲۴ خ به امضای تائیدی استاد دیگرم مرحوم آقا میرزا حسن بجنوردی (۱۳۱۶ – ۱۳۹۰) مذکور در طبقات قرن ۱۴ ص ۳۸۵ رسانیدم من مقداری از کفایه مرحوم آخوند را نیز نزد این استاد تلمذ کرده بودم. سپس استاد اصلی من در کفایه آقای میرزا باقر زنجانی (۱۳۱۲ – ۱۳۷۴) مذکور در طبقات قرن ۱۴ ص ۲۲۶، که قوانین الاصول و فصول را نیز نزد ایشان خوانده بودم سومین امضا را بر آن اجازه نهادند. من این اجازه دارای سه امضاء را به تائید رسمی قونسولگری ایران نیز رسانیدم دیگر از اساتید که مرا با نوشتن اجازه مفتخر فرمودند مرحوم حاج شیخ موسی خوانساری (م ۱۳۶۳ ه) بود که در ۲۶ رجب ۱۳۶۳ اجازه ای برایم صادر فرمود، من اجازه ای نیز از مرحوم میرزا محمد تهرانی عسگری دریافت کردم که در مقدمه بحار الانوار مجلسی ج ۱۰۲ ص ۱۸۶ شماره ۱۰۷ چاپ جدید حروفی (تهران – بیروت) نیز یاد شده است.

من درنجف در تصحیح و طبع سه مجلد ذریعه در سالهای ( ۱۳۵۰ق، ۱۹۳۶ م) تا ۱۳۵۷ به مرحوم پدر کمک می نمودم، چون جنگ بین المللی دوم و تعصبات شونیستی ضد ایرانی حکومت بغداد مانع کار شد، مرحوم پدرم مراهمراه با قسمتی ازکتاب ذریعه برای ادامه چاپ به تهران گسیل فرمود. من در تهران اضافه بر چاپ مجلدات ذریعه به اخذ دیپلم و سپس لیسانس معقول در سال ۱۳۲۶خ و لیسانی دانشسرای عالی در ۱۳۲۹ و لیسانس دانشکده حقوق رشته قضائی به سال ۱۳۳۰خ موفق شدم و دکترای رشته معقول را نیز به سال ۱۳۳۷خ به پایان بردم و در ۱۳۴۵ به بیروت رفتم، و در آنجا به سال ۱۳۵۱خ به اخذ درجه دکترا از دانشگاه سن ژوزف موفق گشتم.

اشتغال:
من از سال ۱۳۲۵خ تا ۱۳۲۷خ دبیر پیمانی دبیرستانهای معقول ومنقول (مدرسه های رضائیه و محمدیه) بودم. در مهر ۱۳۲۷خ دبیر رسمی وزارت فرهنگ شدم.از بهمن ۱۳۲۷خ ضمن تدریس در دبیرستانها مامور همکاری با مرحوم دهخدا شدم و این سمت را تا در گذشت آن مرحوم به سال ۱۳۳۴خ ادامه دادم پس از آن نیز این همکاری با مرحوم دکتر معین تا شهریور ۱۳۴۵ ادامه یافت. در آن مدت، اینجانب جزو چهار تن اول هیئت مدیره مقابله بودم.

به سال ۱۳۳۸خ، خدمت رسمی من از وزارت فرهنگ به دانشگاه انتقال یافت و من به سمت دبیر راهنمای پایان نامه ها در دانشکده حقوق مشغول کار شدم، ضمنا در دانشکده ادبیات نیز تدریس می کردم، آخرین تدریس من در سالهای ۱۳۴۴- ۱۳۴۵ در کلاس فوق لیسانس بجای مرحوم دکتر معین انجام گرفت. من در سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ به صورت تبعید اختیاری در بیروت مشغول تحصیل دکترا و چاپ کتابهای خود و پدرم بودم و پس از بازگشت به تهران رسما به تدریس مجدد در دانشکده ادبیات پرداختم تا در ۱۳۶۰خ که اخراج شدم.

آثار:
آثار ناچیز خود را در این گزارش در سه قسمت یاد می کنم:

الف- نشریات من در تهران پیش از تبعید
ب- نشریات من در بیروت
ج- نشریات من پس از باگشت از بیروت به تهران

الف(نشریات من در تهران پیش ازتبعید):

نخستین و مهمترین بخش آثار این بنده، طبع و تصحیح و تعلیقات دائره المعارف کتابنشاسی بنام “الذریعه الی تصانیف الشیعه ” تالیف مرحوم والد است که سه مجلد آغازین آن در نجف تحت اشراف مرحوم مولف چاپ شد و ازجلد چهارم تا پانزدهم را من در تهران چاپ کردم. از مجلد نهم به بعد به استثنای جلدهای ۱۳ و ۱۴ که در نجف چاپ شد، بنا به دستور مولف، عبارت “نقحه وزلوفیه ابن المولف ع منزوی ” در پشت جلدهای ذریعه ثبت گردید و در مجلدات ۱۶تا ۲۳ نیز همین عبارت به دستور مولف به “ابن المولف احمد المنزوی” نسبت داده شده است. و مولف قبل از وفات همه را دیده تائیده فرموده است. در چاپ دوم ذریعه مقدمه ای در توضیح رمزهای کتاب از طرف اینجانب علینقی منزوی در ۳۹ صفحه پیش از آغاز کتاب افزوده شده است. متاسفانه درچاپ سوم ذریعه که بدون اجازه چاپ شده این مقدمه و نیز نام مصححان دو فرزند مولف حذف شده است که مورد اعتراض قرار گرفت تا تکرار نشود. پس از مراجعت اینجانب از بیروت به تهران دو مجلد ۲۴ و ۲۵ را مانند سابق با تعبیر ” نقحه ابن المولف علینقی منزوی” در پشت جلد چاپ کردم.

چون در سالهای ۱۳۲۴ تا ۱۳۴۵ من عضو هیئت چهار نفری لغتنامه دهخدا بودم نام من نیز مانند نام سه تن دیگر بر پشت مجلداتی که زیر نظر من بود چاپ شد و منتشر گردیده است.سومین بخش از آثار من در تهران پیش از تبعید، فهرست نهائی بود که برای نسخه های خطی سه کتابخانه دانشگاه و سپهسالار مجلس شورا تهیه نمودم:

۱- فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه: دو مجلد اول و دوم از فهرست بزرگ این کتاب خانه را من در سنوات ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲خ، در ۱۱۷۵ صفحه تهیه و چاپ کردم، مرحوم شیخ محمد حسینی کاشف الغطا (۱۲۹۴ – ۱۳۷۳) تقریظی به خانه خود بر جلد اول مرقوم فرمودند که در سر آغاز جلد دوم چاپ شده است و بقیه مجلدات فهرست را آقای دانش پژوه تهیه فرموده

۲- فهرست کتابخانه سپهسالار (شهید مطهری): در سال ۱۳۳۵خ از طرف یونسکو به من و دانش پژوه دستور داده شد تا فهرست نسخ خطی این کتابخانه را تکمیل و چاپ کنیم. ما تا سال ۱۳۳۸ یادداشتها رافراهم کردیم و چاپ آنها را میان خود تقسیم نمودیم. از حرف الف تا ذ را من در دو مجلد در سالهای ۳۹ و ۱۳۴۰ چاپ کردم با مقدمه ای از خودم در تاریخ مدرسه سپهسالار، بقیه را از حرف ر تا ی آقای دانش پژوه در سال ۱۳۵۷خ منتشر نمود

۳- فهرست نسخه های خطی مجلس شورا : در سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۶۸خ شش مجلد (۱۱ تا ۱۶) از فهرست نسخ خطی کتابخانه مجلس شورا زیر نظر مجموعه ما افشار، دانش پژوه، منزوی علینقی و پشت کار برادرم احمد منزوی چاپ و منتشر شد، البته در این کار سهم برادرم بیش از همه ما بود

۴- الاشارات و التنبیهات تالیف ابن سینا به سال ۱۳۲۹ با تصحیح و مقدمه اینجانب زیر نظر استاد محمود شهابی بالباب الاشارات تصحیح آقای شهبای به زبان عربی منتشر گردیده است

۵- فرهنگ نامه ای عربی به فارسی نموداری از فعالیت ادبای ایران درباره لغت عرب است که به ترتیب قرون منظم شده است انتشارات دانشگاه تهران سال ۱۳۳۷ در ۳۴۲ ص به زبان فارسی

۶- حکمه العین از دبیران قزوینی (۶۰۰ – ۶۷۵ه) با شرح علامه حلی (۶۴۸ – ۷۲۶ه) بنام “ایضاح المقاصد فی شرح حکمه عین القواعد در سال ۱۳۳۷ با تصحیح و تعلیقات و مقدمه اینجانب و با کوشش استاد مشکاه در ۴۲۴ صفحه منشتر گردید.متن به زبان عربی، مقدمه و تعلیقات منزی به فارسی است

۷- فهرست الکتب و الرسائل تالیف مجدوع اسماعیلی (در گذشت ۱۱۸۳) با تصحیح و تعلیقات ومقدمه و ملحقات و فعارس اینجانب به سال ۱۳۴۴خ در ۴۲۰ صفحه منتشر گردید. متن و تعلیقات به زبان عربی

۸- قیام زنگیان در جنوب در سده سوم هجری و تاثیر آن در حقوق وفقه اسلامی. رساله ختم تحصیلی اینجانب در دانشکده حقوق شعبه قضائی بود که بعدا در مجله فرهنگ نو (به زبان فارسی) چاپ شد

۹- مقالات پراکنده که در مجلات دانش، فرهنگ نور، راهنمای کتاب خواندنیها، کاوه چاپ و فهرست برخی آنها در فهرست مقالات فارسی ایرج افشار مندرج است

ب(نشریات من در بیروت):
در سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ که در بیروت می زیستم به نشر کتب زیر موفق گردیدم:

۱- نامه های عین القضات همدانی کشته شده به سال ۵۲۵ هجری در دو مجلد شامل ۱۲۷نامه عرفانی آن شهید را عقیدت است. من تصحیح این دو مجلد را با شرکت دکتر عفیف عسیران انجام دادم و کتاب با دو مقدمه اینجانب در سالهای ۱۹۶۹ و ۱۹۷۲ و با هزینه بنیاد فرهنگ ایران (به زبان فارسی) چاپ شد

۲- رساله دکترای خودم بنام “ابن کمونه و فلسفه فی النبوه ” در ۵۱۳ صفحه رحلی صورت پلی کپی بسال ۱۹۷۲ به زبان عربی چاپ شد

۳- تاریخ طبقات اعلام شیعه تالیف مرحوم پدرم پنج جلد را در بیروت با مقدمه و علیقات و فهرستها به ترتیب زیر به زبان عربی چاپ کردم:

الف- قرن چهارم به سال ۱۹۷۱ در ۴۵۶ صفحه بنام “نوابع الرواه ” با مقدمه احوال مولف آن در ۴۸ ص

ب- قرن پنجم به سال ۱۹۷۱ در ۲۲۹ صفحه بنام “النایس”

ج- قرن ششم به سال ۱۹۷۲ و ۳۶۳ صفحه بنام “الثقات العیون”

د- قرن هفتم به سال ۱۹۷۳ در ۲۳۱ صفحه بنام ” الانوار الساطعه”

ه- قرن هشتم به سال ۱۹۷۵ در ۲۷۲ صفحه بنام “الحقایق الراهته”

چنانکه خواهیم دید بقیه مجلدات این کتاب را پس از بازگشت از بیروت در تهران چاپ کردم

۴- منجد الاعلام اینجانب دو سال در تالیف این کتاب با موسسه یوعیان بیروت همکاری کردم و نام اینجانب در پشت جلد آن ضمیمه چاپ بیست و یکم منجد به سال ۱۹۷۳ به بعد دیده میشود

۵- ترجمه درسهائی درباره اسلام تالیف گلدزیهر. این کتاب را من از عربی به فارسی برگرداندم و آقا محمد عاصمی مدیر مجله کاوه مونیخ ترجمه فارسی مرا بامتن آلمانی چاپ دوم تطبیق نموده است ۴۰۰۰ صفحه این کتاب را به سال ۱۹۷۳ در بیروت چاپ کردم و ۴۰۰ صفحه دوم را در تهران بنیاد فرهنگ ایران چاپ کرد

ج(نشریات اینجانب پس از بازگشت از بیروت به تهران):
به سال ۱۳۵۴ من از بیروت به تهران بازگشتم در این هنگام برادرم احمد منزوی الذریعه را تا جلد ۲۳ منتشر کرده بود. پس با هم تصمیم گرفتیم که من در تهران بقیه ذریعه رامنتشر کنم واحمد برای تهیه فهرست مشترک محطوطات فارسی پاکستان به اسلام آباد برود (احمد تا امسال ۱۹۹۰ دراسلام آباد ۱۳ مجلد فهرست منتشر کرده است) پس من در تهران به تکمیل چاپ بقیه مجلدات ذریعه پرداختم:

۱- جلد۲۴ با تعلیقات علینقی منزوی چاپ تهران ۱۹۷۷م در ۴۸۸ص. جلد ۲۵ با تعلیقات علینقی منزوی چاپ تهران ۱۹۷۸م در ۴۹۶ص منتشر گردید

۲- طبقات اعلام الشیعه، تالیف پدرم مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی، پنج جلد از این کتاب را من چنانکه گذشت در بیروت چاپ کرده بودم اینک پس از بازگشت به تهران سه جلد دیگر از آن را بدین شرح منتشر کردم:

الف- قرن نهم (الضیاء اللامع) چاپ درسلسله انتشارات دانگشاه تهران سال ۱۳۶۲خ در ۲۲۵ص متن+۱۰ص مقدمه

ب- قرن دهم (احیاءکواثر) چاپ سلسله انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۶۲خ در ۳۰۵ +۱۰ص مقدمه

ج- قرن یازدهم (الروحه النصره) چاپ بنیاد فرهنگ انقلاب اسلامی ۱۹۸۹ در۷۲۳ متن+۱۶ص مقدمه

د- قرن دوازدهم (الکواکب المنتشره) انتشارات دانشگاه ۱۳۷۲در ۹۶۱+۱۶ص

۳- سیمرع و سی مرغ: خلاصه منطق طیر عطار نیشابوری در گذشته ۶۲۷ه، ۱۲۲۷م و گزارش پایه تهئیستی آن از دکتر علینقی منزوی چاپ تهران – سحر ۱۳۵۹/۱۹۸۰ در۱۶۷ ص

۴- احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم: تالیف مقدسی ۳۷۸ ه/۹۸۸م ترجمه فارسی از علینقی منزوی چاپ تهران ۱۳۶۱خ/۱۹۸۲م با فهرستها در۸۱۰ ص

۵- تجارب الامم: در تاریخ قرن چهارم هجری تالیف مشکویه رازی ۴۲۱ه/۱۰۳۰م ترجمه علینقی منزوی از عربی به فارسی، جلد پنجم و ششم. چاپ تهران نشر روز سال ۱۳۶۸/۱۹۸۹ در ۱۲۰۰ص حروفچینی شده و هنوز پخش نشده است

۶- جلد سوم نامه های عین القضات: چنانچه گذشت جلدهای ۱ و ۲ در بیروت چاپ شده و جلد سوم در تهران – اکنون زیر چاپ است

مقالات:
من در زندگی خود مقاله ای جز درباره ایران و تشیع ننوشته ام. اینها نیز به سه بخش پیش از تبعید ودر حال تبعید پس از بازگشت به تهران تقسیم می گردد:

الف: مقالات پیش ازتبعید چند مقاله درمجلدهای دانش و فرهنگ نور و راهنمای کتاب و مجله سخن درباره تاریخ ادبیات چاپ کرده ام

ب: من درحال تبعید ۲۶ مقاله تحقیقی درمجله کاوه چاپ مونیخ منتشر نموده ام

ج: پس از بازگشت به تهران نیز من یازده مقاله درمجلد چیستا و چهار مقاله برای سخنرانی در چهار کنگره تحقیقاتی ایرانی که به من اجازه داده شده در آنها شرکت کنم تهیه و القا نمودم و چنانکه خواهم گفت در نشریه آن کنگره نیز چاپ شده است:

۱- کنگره ششم در دانشگاه تبریز سال ۱۳۵۴خ تحت عنوان بحث “جبر و اختیار در قرن سوم هجری”

۲- در کنگره هفتم در دانشگاه ملی ایران تهران ۱۳۵۵خ تحت عنوان “قاعده لطف و قانون صدور واحد از واحد”

۳- در کنگره هشتم در دانشگاه کرمان سال ۱۳۳۶خ تحت عنوان “حدوث و قدم کلام الله”

۴- در کنگره نهم در ارومیه سال ۱۳۵۷خ تحت عنوان “متافیزیسم و مادیت مذهبی ” و اخیرا مقاله تاریخ فهرست نگاری در ایران اسلامی را تهیه کردم که ترجمه انگلیسی آن در ایرانیکا (نیویورک) و متن فارسی آن در یاد – نامه مرحوم دکتر غلامحسین صدیقی در ۳۰ ص چاپ شد

کنگره تحقیقات ایرانی:
پس از بازگشت من از بیروت به تهران، در کنگره های سالیانه تحقیقات ایران شرکت کرده برای هر یک مقاله ای تحت عنوان یک مساله مورد بحث مشترک پیش و پس از اسلام در ایران تهیه و سخنرانی نمودم که نشریه آن کنگره با عنوان مخصوص چاپ می شد:

۱- کنگره ششم تحقیقات ایرانی در دانشگاه ملی ایرانی منعقد در تبریز سال ۱۳۵۴خ

۲- کنگره هفتم تحقیقاتی ایرانی در دانشگاه ملی ایران تهران سال ۱۳۵۵ خ عنوان خصوص “قاعده لطف و قانون صدور”

چاپ در مجلد سوم مجموعه سخنرانیها ص ۳۶۵ – ۳۷۵

۳- کنگره هشتم تحقیقات در کرمان شهریور سال ۱۳۳۶ خ عنوان مقاله من: حدوث و قدم کلام خدا چ ۲۵ خطابه ص ۳۰۰ – ۳۱۱

۴- کنگره نهم تحقیقات در ارومیه (رضائیه سابق) در سال ۱۳۵۷خ

د: درجلد اول ص ۵۴ – ۶۴ و تجدید چاپ در مجله گوهر. آبان، آذر، دیماه ۱۳۵۷٫ عنوان سخنرانی: متافیزیسم و مادیت مذهبی ص ۶۰۸ و ۶۸۹ چاپ شد. مقالات من در مجله کاوه منتشر شده در مونیخ:

۱- در پیرامون عرفان ش ۲۵

۲- ادبیات مقاومت فلسطین ش ۲۶

۳- شیخ آقا بزرگ و ذریعه ش ۳۴

۴- اشراق و نبوت ش ۳۶

۵- اشراق در سده هفتم ش ۳۸

۶- خمسون و ماه صحابی ش ۳۹

۷- قضا و قدر ش ۴۲

۸- مدینه فاضله فارابی ش ۴۳

۹- قانون نامه آبگاری ش ۴۴

۱۰- صوفیان بی سلسله ش ۴۵

۱۱- حجنامه – ۱- ش ۴۶

۱۲- حجنامه – ۲ – ش ۸-۴۷

۱۳- پیشنهاد شما چیست؟ ش ۵۰ – ۴۹

۱۴ – هنر نقاشی در ایران ش ۵۱

۱۵- معجزه (۱) ش ۵۲

۱۶- معجزه (۲) ش ۵۵

۱۷- خبر الامه ش ۵۵

۱۸- سی مرغ و سیمرغ (۱) ش ۵۷

۱۹- سی مرغ و سیمرغ (۲) ش ۵۸

۲۰- سی مرغ و سیمرغ (۳) ش ۵۹

۲۱- مرجیان که بودند و چه می گفتند ش ۶۱ کاوه

۲۲- غزالی و سیاست (۱) ش ۶۶

۲۳- غزالی و سیاست (۲) ش ۶۷

۲۴- غزالی و سیاست (۳) ش ۶۸

۲۵- نقد کتاب اسلام در ایران تالیف پطروشفسکی (نقد این کتاب) ش ۷۰

۲۶-نقدکتاب اسلام در ایران تالیف پطروشفسکی (نقد این کتاب) ش ۷۱

ه: مقاله من در چیستا:
پس از تاسیس مجله چیستان درشهریور ۱۳۶۴ خ نخستین مقاله را با نام مستعار علی کوشا در آن آغاز کردم و سپس تا شماره دهم چنین ادامه یافت:

۱- بنیادهای مذهبی در حکومت ساسانی ش ۱ سال ۱ شهریور ۱۳۶۴ ص ۵ -۱۳

۳و۲- غزالی بزرگ شماره های ۱ و ۲ سال ۲ شهریور و مهر ۱۳۶۵خ ص ۲- ۱۳- ۸۳- ۹۴

۴- درباره برخی مفهوم های فلسفی ش ۳ آبان ۱۳۶۴خ ص ۱۶۸- ۱۷۶

۵- برخی مفهوم ها در فسلفه اسلامی ش ۴ آذر ۱۳۶۴خ ص ۲۶۴- ۲۶۸

۶- نخستین برخورد اندیشه های فلسفی در ایران اسلامی ش ۵ دیماه ۱۳۶۴

۷- برخی اندیشمندان ایرانی در سده سوم ایرانشهری، با یزیدراوندی ص ۳۲۶ – ۳۳۲ بهمن ۱۳۶۴ص ۴۱۵ – ۴۲۰

۸- احمد برقی (م ۲۷۴) صاحب محاسن. ش ۸ فروردین ۱۳۶۶خ ص ۶۱۲- ۶۱۷

۹- احمد حسن ماذرائی (قیام ۲۷۵ وری) ش ۹ اردیبهشت۱۳۶۶خ ص ۶۸۲ – ۶۸۴

۱۰- اشعریات قم (در سده ۴) ش ۱۰ خرداد ۱۳۶۶خ ص ۷۵۴ – ۷۵۶

شماره های ۳ و ۴ با عنوان غزالی بزرگ با تجدید نظر در نشریه یونسکو – دکترامامی نائینی در ۴۴ ص باعنوان خورشید سواران تجدید چاپ شد.

و: مقالات این ناچیز در دانشنامه ایران و اسلام:

۱-ادیب نطنزی در صفحه ۱۴۲۷ ج ۱

۲- احمد برقی ص ۱۲۲۴

۳- احمد حسن ماذرائی و حکومت شیعه در دی ماه سال ۲۷۵ ص ۱۲۳۲

سایر مطالب مرتبط در سایت سده لنجان

یک نظر بگذارید